برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1572 100 1
شبکه مترجمین ایران

abstainer


پرهیزکننده، پرهیزگار، کسیکه ازاستعمال مسکرات پرهیزدارد

واژه abstainer در جمله های نمونه

1. Abstainer: a weak person who yields to the temptation of denying himself a pleasure.
[ترجمه ترگمان]یک آدم ضعیف که تسلیم وسوسه می‌شود تا خودش را ارضا کند
[ترجمه گوگل]عقب افتادن یک فرد ضعیف که به وسوسه خودخواهی خود رضایت می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Abstainer: a weak person who yield to the temptation of deny himself a pleasure.
[ترجمه ترگمان]abstainer: یک آدم ضعیف که تسلیم وسوسه می‌شود تا خودش را ارضا کند
[ترجمه گوگل]عقب افتادن یک فرد ضعیف که به وسوسه خود رضایت می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Airport - Steve abstainer Have you ever lost their luggage at the airport?
[ترجمه ترگمان]- آیا تا به حال چمدان‌ها را در فرودگاه گم کرده‌اید؟
[ترجمه گوگل]Airport - Steve abstainer آیا تا به حال توقیف خود را در فرودگاه انجام داده اید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He is practically a total abstainer and I can affirm that he sleeps on a straw litter and eats the most Spartan food, cold dried grocer's peas.
[ترجمه ترگمان]در واقع او ...

معنی عبارات مرتبط با abstainer به فارسی

کسیکه از استعمال نوشابه پرهیز ننماید، پرهیز گار، نا پرهیز گار

معنی کلمه abstainer به انگلیسی

abstainer
• one who refrains from, one who denies oneself something (especially something pleasurable)

abstainer را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mahsan
My teacher is an abstainer

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی abstainer

کلمه : abstainer
املای فارسی : ابستینر
اشتباه تایپی : شذسفشهدثق
عکس abstainer : در گوگل

آیا معنی abstainer مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )