برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1643 100 1
شبکه مترجمین ایران

absorbing

/əbˈzɔːrbɪŋ/ /əbˈzɔːbɪŋ/

معنی: جاذب، درکش، دراشام، جذاب، جالب، دلربا
معانی دیگر: چشمگیر

بررسی کلمه absorbing

صفت ( adjective )
• : تعریف: very interesting; engaging.
مترادف: engaging, engrossing
متضاد: boring, irksome
مشابه: arresting, fascinating, interesting

- Her mystery novels are so absorbing that I can't put them down once I start reading.
[ترجمه ترجمه foxy] رمان های معمایی او انقدر جذاب هستند که وقتی شروع به خواندنشان می کنم نمی توانم ان ها را زمین بگذارم
|
[ترجمه ترگمان] رمان‌های سری او انقدر جذاب هستند که وقتی شروع به خواندن می‌کنم نمی‌توانم آن‌ها را پایین بگذارم
[ترجمه گوگل] رمان های رمز و راز آن چنان جذب می کنند که من نمی توانم آنها را پس از خواندن شروع کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه absorbing در جمله های نمونه

1. an absorbing tale
داستان جذاب

2. she has absorbing eyes
چشمان جذابی دارد.

3. He stood still, absorbing every detail of the street.
[ترجمه Javidan roshanak] او بی حرکت ایستاد، و تمامی جزییات خیابان را جذب کرد( در اینجا به معنی فهم دقیق جزییات می باشد)
|
[ترجمه ترگمان]بی‌حرکت ایستاد و تمام جزئیات خیابان را زیر نظر گرفت
[ترجمه گوگل]او ایستاده بود، جذب هر جزئیات از خیابان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Writing a biography is an absorbing voyage of discovery.
[ترجمه ترگمان]نوشتن یک زندگینامه، سفر طولانی اکتشاف است
[ترجمه گوگل]نوشتن یک بیوگرافی یک سفر جذاب کشف است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She had a great faculty for absorbing information.
[ترجمه ترگمان]استعداد خوبی برای این اطلاعات داشت
[ترجمه گوگل]او توانایی زیادی برای جذب اط ...

مترادف absorbing

جاذب (صفت)
absorbent , adsorbent , catchy , absorbing , engrossing , attractive , absorptive , bibulous , catching , mesmeric , fruity
درکش (صفت)
absorbent , absorbing
دراشام (صفت)
absorbent , absorbing
جذاب (صفت)
absorbing , charming , appealing , nifty , cute , slick , fetching , lovable , loveable , dashing , bonnie , bonny , copacetic , personable , well-off
جالب (صفت)
spicy , absorbing , attractive , yummy , marvelous , memorable , arresting , well-off
دلربا (صفت)
absorbing , attractive , charming , enchanting , fetching

معنی absorbing در دیکشنری تخصصی

absorbing
[ریاضیات] جاذب
[آمار] جاذب
[شیمی] عامل جذب
[پلیمر] عامل جذب
[ریاضیات] سد جاذب
[ریاضیات] مرز جاذب
[شیمی] ستون جذب
[پلیمر] ستون جذب
[عمران و معماری] مجتمع جذبی
[شیمی] عنصر جذب
[آمار] زنجیر مارکوف جاذب
[آب و خاک] محیط جذب
[شیمی] برج جذب
[پلیمر] برج جذب
[عمران و معماری] چاه آبکش
[زمین شناسی] چاه آبکش ، چاه جذبی
[آب و خاک] چاه جذبی

معنی کلمه absorbing به انگلیسی

absorbing
• swallowing up, taking in; interesting, attractive, fascinating

absorbing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Kimia
به خود کِشنده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی absorbing

کلمه : absorbing
املای فارسی : ابسربینگ
اشتباه تایپی : شذسخقذهدل
عکس absorbing : در گوگل

آیا معنی absorbing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )