برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1684 100 1
شبکه مترجمین ایران

absorbance


مقدار جذب، جذب کنندگى شیمى : جذب ورزش : دراشامى

واژه absorbance در جمله های نمونه

1. In low absorbance, the kinetics of photopolymerization is similar to that of thermal polymerization, while in high absorbance, they will be quite different.
[ترجمه ترگمان]در جذب پایین، سینتیک of مشابه that حرارتی است، در حالی که در جذب بالایی، آن‌ها کاملا متفاوت خواهند بود
[ترجمه گوگل]در جذب کم، سینتیک photopolymerization شبیه به پلیمریزاسیون حرارتی است، در حالی که در جذب بالا، آنها کاملا متفاوت خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Spectrophotometer reading ( absorbance ) for each standard : This has a value of 10 marks.
[ترجمه ترگمان]Spectrophotometer (جذب)برای هر استاندارد: این مقدار ۱۰ علامت دارد
[ترجمه گوگل]خواندن اسپکتروفتومتر (جذب) برای هر استاندارد این مقدار 10 علامت دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The absorbance divided by the path length in centimeters is not more than 0. 0
[ترجمه ترگمان]میزان جذب تقسیم‌بر طول مسیر در سانتی متر بیشتر از صفر نیست ۰
[ترجمه گوگل]جذب تقسیم بر طول مسیر در سانتی متر بیش از 0/0 نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The UV-visible absorbance spectra of the dyes were rec ...

معنی absorbance در دیکشنری تخصصی

absorbance
[شیمی] مقدار جذب ، جذب
[پلیمر] مقدار جذب، جذب
[خودرو] جذب فرابنفش

معنی کلمه absorbance به انگلیسی

absorbance
• percentage of the passage of light through a liquid; degree to which something is absorbed

absorbance را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیدخان مقدم
we absorbed the full burn of the storm.
تمام انرژی حاصل از طوفان خورشیدی رو جذب کردیم.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی absorbance

کلمه : absorbance
املای فارسی : ابسربنک
اشتباه تایپی : شذسخقذشدزث
عکس absorbance : در گوگل

آیا معنی absorbance مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )