برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1571 100 1
شبکه مترجمین ایران

abruption

/əˈbrʌpʃən/ /əˈbrʌpʃən/

معنی: قطع ناگهانی، انتزاع
معانی دیگر: بریدگی

واژه abruption در جمله های نمونه

1. Hypertensive disorder complicating pregnancy, ICP, placenta previa, placental abruption, uterus with scar, GDM, hydramnios, bigeminal pregnancy were the risk factors of preterm birth .
[ترجمه ترگمان]اختلال hypertensive در بارداری، ICP، جفت previa، placental abruption، رحم همراه با جای زخم، GDM، hydramnios، بارداری bigeminal عامل خطر تولد نوزاد بودند
[ترجمه گوگل]اختلالات فشار خون ناشی از حاملگی، ICP، پیش آگهی جفتی، انقباض جفتی، رحم با اسکار، GDM، هیدرامنویوس، حاملگی برومیمن، عوامل خطر زایمان زودرس بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Absence of sonographic evidence abruption does not completely exclude abruption.
[ترجمه ترگمان]عدم حضور شواهد sonographic به طور کامل abruption را حذف نمی‌کند
[ترجمه گوگل]فقدان شواهد سونوگرافی، انقباض کامل به طور کامل از بین نمی رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Methods Seventeen cases of placental Abruption from March 200to the March 2006 were reviewed retrospectively.
[ترجمه ترگمان]روش‌های ۱۷ مورد placental Abruption از مارس ۲۰۰ تا مارس ۲۰۰۶ به صورت گذشته‌نگر مورد بررسی قرار گرفت
[ترجمه گوگل]روشها هفتاد مورد جوشگاه انقباض از مارس 200 تا مارس 2006 به صورت گذشتهناك مورد بررسی قرار گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را ...

مترادف abruption

قطع ناگهانی (اسم)
abruption
انتزاع (اسم)
abstraction , abruption , secession

معنی کلمه abruption به انگلیسی

abruption
• occurrence of abruptly breaking away or off

abruption را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
گُسست

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی abruption

کلمه : abruption
املای فارسی : ابروپتین
اشتباه تایپی : شذقعحفهخد
عکس abruption : در گوگل

آیا معنی abruption مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )