برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1648 100 1
شبکه مترجمین ایران

abrogate

/ˈæbrəˌɡet/ /ˈæbrəɡeɪt/

معنی: منسوخ کردن، از میان بردن، لغو کردن، باطل کردن
معانی دیگر: ملغی کردن، فسخ کردن، بی اثر کردن، منسو، از میان برده، منسو  کردن

بررسی کلمه abrogate

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: abrogates, abrogating, abrogated
مشتقات: abrogable (adj.), abrogative (adj.), abrogation (n.), abrogator (n.)
(1) تعریف: to abolish, repeal, or nullify by authority.
مترادف: abolish, annul, cancel, invalidate, nullify, repeal, rescind, retract, reverse, revoke, undo, vitiate, void
متضاد: establish, fix, institute, introduce
مشابه: annihilate, countermand, end, negate, nol-pros, override, overrule, recant, suspend, terminate, veto

- In 1877, Congress abrogated the Treaty of Fort Laramie.
[ترجمه ترگمان] در سال ۱۸۷۷، کنگره پیمان فورت Laramie را لغو کرد
[ترجمه گوگل] در سال 1877، کنگره پیمان فورت لارامی را لغو کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to do away with; set aside.
مترادف: cancel, supersede, undo
متضاد: reinforce
مشابه: abolish, annihilate, annul, destroy, end, obliterate, override, subvert, wipe out

- Do the demands of politics force politicians to abrogate their ethical standards?
[ترجمه ترگمان] آیا خواسته‌های سیاسی سیاستمداران را وادار به لغو استانداردهای اخلاقی خود می‌کند؟
[ترجمه گوگل] آیا خواسته های سیاسی سیاستمداران را مجبور می کند استانداردهای اخلاقی را لغو کنند؟
[ترجمه شما] ...

واژه abrogate در جمله های نمونه

1. to abrogate a treaty
معاهده‌ای را لغو کردن

2. Both governments voted to abrogate the treaty.
[ترجمه ترگمان]هر دو دولت به لغو معاهده رای دادند
[ترجمه گوگل]هر دو دولت برای لغو این معاهده رای دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The president abrogated an old law.
[ترجمه ترگمان]رئیس‌جمهور یک قانون قدیمی را لغو کرد
[ترجمه گوگل]رئیس جمهور یک قانون قدیمی را لغو کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The rule has been abrogated by mutual consent.
[ترجمه ترگمان]قانون با رضایت متقابل از بین رفته‌است
[ترجمه گوگل]این حکم توسط رضایت متقابل لغو شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. This custom was abrogated years ago.
[ترجمه ترگمان]این رسم سال‌ها پیش منسوخ شد
[ترجمه گوگل]این سفارشی سالها پیش لغو شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف abrogate

منسوخ کردن (فعل)
abolish , abrogate , annul
از میان بردن (فعل)
abolish , abrogate , wipe , shunt
لغو کردن (فعل)
abrogate , annul , nullify , repeal , cancel , override , countermand , disannul , rescind , revoke , supersede
باطل کردن (فعل)
abrogate , annul , cancel , override , undo , invalidate , void , frank , derogate , dispense , frustrate , disannul , invalid , quash , strike out

معنی abrogate در دیکشنری تخصصی

[حقوق] لغو کردن، نسخ کردن

معنی کلمه abrogate به انگلیسی

abrogate
• officially annul or abolish; terminate, put an end to
• to abrogate something such as a law or agreement means to put an end to it; a formal word.

abrogate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Arya
از درجه اعتبار ساقط کردن،بی ارزش کردن
بهار
از بین بردن، لغو کردن
علی
زیر پا گذاشتن و نادیده گرفتن
نیما
صرف نظر کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی abrogate

کلمه : abrogate
املای فارسی : ابرگت
اشتباه تایپی : شذقخلشفث
عکس abrogate : در گوگل

آیا معنی abrogate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )