برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1644 100 1
شبکه مترجمین ایران

abridgement

/əˈbrɪdʒmənt/ /əˈbrɪdʒmənt/

کوتاهی، اختصار، خلاصه، مجمل

واژه abridgement در جمله های نمونه

1. a 50-page abridgement
یک تلخیص 50 صفحه‌ای

2. this is an abridgement of the novel
این خلاصه رمان است.

3. The expressive notation facilitates abridgement in order to specify broader categories.
[ترجمه ترگمان]نماد بیانگر، abridgement را به منظور مشخص کردن دسته‌های وسیع‌تر، تسهیل می‌کند
[ترجمه گوگل]علامت اکسپلویت به منظور تعیین دسته بندی های وسیع تر، کوتاه تر می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The town council voted for an abridgement of the mayor's power.
[ترجمه ترگمان]شورای شهر به نفع قدرت شهردار رای داد
[ترجمه گوگل]شورای شهر برای تفکیک قدرت شهردار رای داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Beginners are encouraged to read abridgement of David Copperfield because the original is too difficult.
[ترجمه ترگمان]مبتدیان را تشویق می‌کنند تا آثار داوود کاپرفیلد را بخوانند، زیرا این کار بسیار دشوار است
[ترجمه گوگل]مبتدی ها تشویق به خواندن خلاصه ای از دیوید کاپرفیلد را می کنند زیرا اصل بسیار دشوار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی عبارات مرتبط با abridgement به فارسی

کتاب فشرده شده، کتاب مختصر شده، اختصار، خلاصه، تلخیص، مجمل، کوته واره، موجز و مختصر کردن، کوتاه سازی، کاهش طول، کوته وار سازی، تعلیق یا تحدید حقوق، محدودیت

معنی abridgement در دیکشنری تخصصی

abridgement
[ریاضیات] خلاصه، اختصار

معنی کلمه abridgement به انگلیسی

abridgement
• act of making shorter, summarizing; shortened form of something; reduction

abridgement را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
کوتاه‌نویسی ، فشرده‌نویسی ، خلاصه‌نویسی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی abridgement

کلمه : abridgement
املای فارسی : ابریدگمنت
اشتباه تایپی : شذقهیلثئثدف
عکس abridgement : در گوگل

آیا معنی abridgement مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )