برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1648 100 1
شبکه مترجمین ایران

abettor

واژه abettor در جمله های نمونه

1. The issue regards to the nature of the abettor is the relationship between the abettors and the executants, which occupies the foundational status of the theory of abettor.
[ترجمه ترگمان]مساله مربوط به ماهیت of، رابطه بین the و the است، که وضعیت اساسی نظریه of را اشغال می‌کند
[ترجمه گوگل]مسئله مربوط به ماهیت فرقه گرایان رابطه بین فرماندهان و فرماندهان است که وضعیت پایه و اساس تئوری حامی فرقه را اشغال می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Ellen R. Sauerbrey, an abettor abstruseary of state, told agents on Wednesday that the antiterrorism provisions had praccidented the United States from reclearing 500 Burmese this fiscal year.
[ترجمه ترگمان]الن آر Sauerbrey، an abettor از دولت، روز چهارشنبه به ماموران گفت که مفاد ضد تروریستی ایالات‌متحده را از reclearing ۵۰۰ برمه در سال مالی جاری توقیف کرده‌است
[ترجمه گوگل]الن R Sauerbrey، یکی از کارفرمایان حامی دولت، روز چهارشنبه به خبرنگاران گفت که مقررات ضد تروریستی ایالات متحده از سال مالی مالیات بر ارزش افزوده بیش از 500 برمه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The abettor theory is one important part of the common crime theory. The study to the abettor crime has important academic value and judicial practice signification.
[ترجمه ترگمان]نظریه abettor یکی از بخش‌های مهم نظریه جرم است این مطالعه در مورد جرم abetto ...

معنی abettor در دیکشنری تخصصی

[حقوق] معاون جرم

معنی کلمه abettor به انگلیسی

abettor
• one who aids or encourages someone to do something (especially something illegal)

abettor را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Yasrmd
شریک جرم
ahmadreza
کمک کننده جرم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی abettor مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )