برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1404 100 1

abatement

/əˈbeɪtmənt/ /əˈbeɪtmənt/

معنی: کاهش، جلو گیری، تنزل، تخفیف
معانی دیگر: فروکش، تسکین، مبلغ کاسته شده، (حقوق) خاتمه ی دعوی یا مزاحمت، تخ‹فیف، غصب

بررسی کلمه abatement

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of lessening or reducing, or the condition of being lessened or reduced.
مشابه: decrease, letup, moderation

(2) تعریف: the ending or suppression of a lawsuit, a nuisance, or the like.

واژه abatement در جمله های نمونه

1. the abatement of mutual hatred
کاهش انزجار متقابل

2. The main obstacle to the widespread use of abatement techniques is the significant and variable national costs which are incurred.
[ترجمه ترگمان]مانع اصلی برای استفاده گسترده از تکنیک‌های تخفیف کاهش قابل‌توجه و متغیر هزینه ملی است که متحمل شده‌اند
[ترجمه گوگل]مانع اصلی استفاده گسترده از تکنیک های تخریب، هزینه های قابل توجه و متغیر ملی است که متحمل شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Initially, the Government accepted that the 5 percent abatement would also be lifted from other short-term benefits when these became taxable.
[ترجمه ترگمان]در ابتدا، دولت قبول کرد که کاهش ۵ درصد تخفیف همچنین از مزایای کوتاه‌مدت دیگری که مشمول مالیات می‌شوند حذف خواهد شد
[ترجمه گوگل]در ابتدا، دولت پذیرفته بود که کاهش 5 درصدی نیز از سایر مزایای کوتاه مدت زمانی که این مالیات پرداخت می شود، لغو شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. But they are no longer insisting that carbon abatement is none of their affair.
[ترجمه ترگمان]اما آن‌ها دیگر اصرار ندارند که کاهش کربن ربطی به موضوع آن‌ها نداشته باشد
[ترجمه گوگل]اما آنها دیگر اصرار ندارند که کاهش کربن هیچ یک از امور آنها باشد
[ترجمه شما ...

مترادف abatement

کاهش (اسم)
decrease , abatement , reduction , decline , decrement , diminution , disparagement , detraction , rebate , wastage , devaluation , downturn , subtraction
جلو گیری (اسم)
abatement , curb , prevention , snub , countercheck , suppression , restraint , interdict , obstruction , blockage , restriction , preservation , interdiction , debarment , forbiddance , interception , stoppage
تنزل (اسم)
abatement , degradation , decay , depreciation , depression , decadence , setback
تخفیف (اسم)
discount , abatement , cut , remission , damping , alleviation , rebate , relaxation , assuagement , refraction

معنی abatement در دیکشنری تخصصی

abatement
[ریاضیات] کاهش، تنزل، رفع، تخفیف
[خاک شناسی] کاهش آلودگی
[حقوق] قرار رد (دعوی)
[حقوق] رفع مزاحمت
[حقوق] تخفیف مالیاتی

معنی کلمه abatement به انگلیسی

abatement
• decrease, reduction, lessening, subsiding; suppression, annulment (law)
• abatement is a reduction in the strength or power of something; a formal word.
abatement of claim
• cancellation of a claim

abatement را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
هزینه‌کاهی

تاوان‌بخشی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی abatement
کلمه : abatement
املای فارسی : ابتمنت
اشتباه تایپی : شذشفثئثدف
عکس abatement : در گوگل

آیا معنی abatement مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )