برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1405 100 1

a bomb

/ˈeɪbɒm/ /ˈeɪbɒm/

بمب اتمی

بررسی کلمه a bomb

اسم ( noun )
• : تعریف: an atomic bomb.

معنی عبارات مرتبط با a bomb به فارسی

عمارتی که بمب بدان کارگر نباشد
(انگلیسی ـ خودمانی) خیلی گران است، هزینه ی آن سر به فلک می زند
(انگلیس - خودمانی) بسیار موفق است
(خودمانی) خیلی تند می رود، مثل برق می رود

معنی a bomb در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] بمب اتمی .

معنی کلمه a bomb به انگلیسی

a bomb
• an a-bomb is an atom bomb.
assemble a bomb
• make an explosive device
defuse a bomb
• neutralize a bomb, remove the fuse from an explosive devise so it cannot be detonated

a bomb را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی a bomb
کلمه : a bomb
املای فارسی : ا بمب
اشتباه تایپی : ش ذخئذ
عکس a bomb : در گوگل

آیا معنی a bomb مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )