برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1403 100 1

a bit of


یک ذره از

واژه a bit of در جمله های نمونه

1. I did a bit of fencing while I was at college.
[ترجمه ترگمان]وقتی تو دانشگاه بودم یکم شمشیر بازی کردم
[ترجمه گوگل]در حالی که من در کالج بودم کمی از شمشیر بازی میکردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. My mother's a bit of an eccentric.
[ترجمه امیرعلی] مادر من یکم عصبی است
|
[ترجمه ترگمان]مادرم کمی عجیب است
[ترجمه گوگل]مادر من کمی عصبی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I have a bit of a fever.
[ترجمه ترگمان] یه مقدار تب دارم
[ترجمه گوگل]من کمی از تب دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I always fry potatoes in hot fat with a bit of onion.
[ترجمه ترگمان]من همیشه سیب‌زمینی سرخ‌کرده رو با یه مقدار پیاز سرخ می‌کنم
[ترجمه ...

معنی عبارات مرتبط با a bit of به فارسی

عملا، در حقیقت خیلی، زیاده، بیش از حد، کمی، نه کم

معنی کلمه a bit of به انگلیسی

a bit of
• a jot of, a little of, a few of
a bit of skirt
• (derogatory slang) male expression for females viewed sexually

a bit of را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

a.r
rather; a considerable amount
In conversation and in less formal writing, you can use a bit of in front of a and a noun. You do this to make a statement seem less extreme
میلاد علی پور
کمی، اندکی، تاحدودی، نسبتا، تا حدی، تا اندازه ای

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی a bit of
کلمه : a bit of
املای فارسی : ا بیت اوف
اشتباه تایپی : ش ذهف خب
عکس a bit of : در گوگل

آیا معنی a bit of مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )