برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1538 100 1
شبکه مترجمین ایران

Aurora

/əˈrɔːrə/ /ɔːˈrɔːrə/

معنی: اغاز، سپیده دم، فجر، سرخی شفق، سحر
معانی دیگر: (اسطوره ی روم) الهه ی پگاه (یونانی ها او را eros می خواندند)، پگاه، رجوع شود به: aurora borealis

بررسی کلمه Aurora

اسم ( noun )
حالات: aurorae, auroras
(1) تعریف: in Roman mythology, the goddess of dawn.

(2) تعریف: (l.c.) the dawn or beginning of something.
مشابه: morning

- The treaty brought about the aurora of peace.
[ترجمه ترگمان] پیمانی که درباره نور سپیده‌دم صلح به وجود آمد
[ترجمه گوگل] معاهده منجر به آرامش صلح شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: (l.c.) bands or streamers of light that appear in the sky at night in areas around the magnetic poles, caused by solar particles striking atoms in the outer part of the earth's atmosphere. (see aurora australis, aurora borealis.)

- While camping in the north one summer, we experienced the beautiful sight of an aurora in the night sky.
[ترجمه ترگمان] در حالی که در یک تابستان در شمال چادر می‌زدیم منظره زیبا و زیبایی را در آسمان شب تجربه کردیم
[ترجمه گوگل] در حالی که در تابستان یک کمپینگ در شمال به چشم می خورد، ما زیبایی منظره ای از آئورورا را در آسمان شب تجربه کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Aurora در جمله های نمونه

1. Aurora felt the opium haze enfold her.
[ترجمه ترگمان]اورورا احساس می‌کرد که غبار تریاک او را فرا می‌گیرد
[ترجمه گوگل]آئورورا احساس می کرد که مهبل تریاک او را درگیر کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The aurora flushed into the sky.
[ترجمه ترگمان]نور خورشید در آسمان درخشید
[ترجمه گوگل]آئورورا به آسمان ریخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We stayed in Aurora, a satellite suburb of Chicago.
[ترجمه ترگمان]ما در اورورا، یکی از حومه‌های ماهواره‌ای شیکاگو توقف کردیم
[ترجمه گوگل]ما در Aurora، یک حومه ماهواره ای شیکاگو ماندیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The aurora borealis was like that, too.
[ترجمه ترگمان]The شمالی نیز همین طور بود
[ترجمه گوگل]آئورورا borealis نیز مانند آن بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The sky w ...

مترادف Aurora

اغاز (اسم)
prime , inception , beginning , dawn , getaway , alpha , start , commencement , birth , aurora , authorship , outset , exordium , preface , instep , jump-off , lead-off , venue
سپیده دم (اسم)
dawn , daybreak , aurora , cockcrow , daydawn , dayspring
فجر (اسم)
dawn , aurora
سرخی شفق (اسم)
aurora
سحر (اسم)
bewitchment , conjuration , dawn , charm , aurora , daydawn , dayspring , magic , witchcraft , enchantment , sorcery , black art , witchery , black magic , incantation , brightening , thaumaturgy , theurgy , wizardry

معنی عبارات مرتبط با Aurora به فارسی

شفق جنوبی، فجر جنوبی
شفق شمالی، فجر شمالی (نوری که شب در آسمان سمت شمال نواحی شمالی زمین دیده می شود)، نور یا فجر شمالی

معنی Aurora در دیکشنری تخصصی

aurora
[برق و الکترونیک] شفق قطبی گسیل نور مرئی و پراکنده در سطوح بالایی جو که در عرض های جغرافیایی متوسط و زیاد رخ می دهد .
[آب و خاک] فجر،شفق
[زمین شناسی] فجر جنوبی پدیده نور ملاحظه شده در نیمکره جنوبی مشابه با فجر شمالی نیمکره شمالی که بیش از همه جا در عرضهای جغرافیایی بالاتر از حدود 65 درجه جنوبی قابل رویت است به مانند فجرشمالی در یونسفر صورت می گیرد
[آب و خاک] شفق قطبی جنوب
[زمین شناسی] فجر شمالی پدیده نور ملاحظه شده در نیمکره شمالی به هنگام شب عودتا در عرضهای جغرافیایی بالاتر فجر شامل تخلیه الکتریکی می شود و وقتی که در عرضهای جنوبی تر تا حد انگلستان ملاحظه می شود همیشه با یک طوفان مغناطیسی همراه است
[آب و خاک] شفق قطبی شمال

معنی کلمه Aurora به انگلیسی

aurora
• goddess of the dawn (roman mythology); eos, goddess of the dawn (greek mythology)
• luminous atmospheric phenomenon (aurora australis and aurora borealis)
aurora australis
• southern lights (natural display of colored lights in the sky)
aurora borealis
• colorful display of natural lights that can sometimes be seen at nighttime in northern regions, northern lights
• the aurora borealis consists of moving bands of coloured light sometimes seen in the sky in arctic regions.
aurora polaris
• bands of light which appear in the northern sky at night

Aurora را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Hizan
شفق قطبی
Dark Light
Aurora : شفق-پدیده ی اتمسفری درخشان و شبنما
Aurora Borealis : شفق شمالی
Aurora Australis : شفق جنوبی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی aurora

کلمه : aurora
املای فارسی : آرورا
اشتباه تایپی : شعقخقش
عکس aurora : در گوگل

آیا معنی Aurora مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )