برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1677 100 1
شبکه مترجمین ایران

Attraction

/əˈtrækʃn̩/ /əˈtrækʃn̩/

معنی: جذب، جاذبه، جلب، کشش، کشندگی
معانی دیگر: دلبری، دلربایی، دلکشی، گرایش، مجذوب سازی، جذابیت، گیرایی، چیز جالب، چیز دلربا یا گیرا، به خودکشی، ربایش، (فیزیک) جاذبه، همگرایش (در مقابل: دفع، وازنش repulsion)

بررسی کلمه Attraction

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or power of attracting.
متضاد: repulsion
مشابه: appeal, call, magnetism

- Magnetic attraction is a powerful force.
[ترجمه ترگمان] جاذبه مغناطیسی یک نیروی قدرتمند است
[ترجمه گوگل] جاذبه مغناطیسی یک نیروی قدرتمند است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: some quality or thing that draws a person or thing near; that which attracts.
مشابه: bait, beauty, charm, draw, feature

- The beach is this area's primary attraction.
[ترجمه Alireza] ساحل اصلی ترین جاذبه ی اینجاست
|
[ترجمه ترگمان] ساحل جاذبه اصلی این منطقه است
[ترجمه گوگل] ساحل جاذبه اصلی این منطقه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: an event that draws popular attention.
مشابه: draw
...

واژه Attraction در جمله های نمونه

1. magnetic attraction and repulsion
ربایش و رانش مغناطیسی

2. physical attraction
جاذبه‌ی جنسی

3. the attraction of her voice
دلکشی صدایش

4. everybody's center of attraction
کانون توجه همگان

5. his strong sexual attraction for corpses was a kind of perversion
میل شدید جنسی او نسبت به اجساد نوعی کژراهی جنسی بود.

6. akbar could not explain his attraction for zary
اکبر نمی توانست شیفتگی خود را نسبت به زری توصیف کند.

7. She felt an immediate attraction for him.
[ترجمه ترگمان]برایش جاذبه آنی داشت
[ترجمه گوگل]او احساس جذابیتی برای او کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Part of the attraction is Darwin's proximity to Asia.
[ترجمه ترگمان]بخشی از جذابیت، نزدیکی داروین به آسیا است
[ترجمه گوگل]بخشی از جذابیت نزدیکی داروین به آسیا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. They fe ...

مترادف Attraction

جذب (اسم)
absorbency , absorption , attraction , sorption , suction , imbibition
جاذبه (اسم)
attraction , gravitation
جلب (اسم)
attraction , invitation
کشش (اسم)
attraction , tract , reach , extension , tension , tug , magnetism , draw , haul , gravitation , traction , pull , strain , twitch , inducement , haulage , towage , twitch grass
کشندگی (اسم)
attraction

معنی عبارات مرتبط با Attraction به فارسی

رجوع شود به: centrosphere
(کالبدشناسی) مویرگ، (در ابزار و غیره) لوله ی بسیار باریک، مویین، مویینه (capillary tube هم می گویند)، موی سان، نخ سان، بسیار باریک، (در مورد لوله و مجرا) کم پرازه، کم قطر، شعریه، (فیزیک - گیاه شناسی) جاذبه ی شعریه، مویین کشش (capillary action هم می گویند)، کشش آوندی، جاذبه شعریه
کشش متقابل ,جاذبه متقابله

معنی Attraction در دیکشنری تخصصی

[سینما] نمایش های شاد و سبک
[عمران و معماری] جاذبه - جذبه - جذب
[برق و الکترونیک] ربایش ، نیروی کشش
[مهندسی گاز] جذبه ، جذب ، کشش
[زمین شناسی] کشش ،جذب ،جاذبه ،کشندگی
[نساجی] ساییدگی - سایش - جاذبه - ربایش
[ریاضیات] ربایش، جذب، جاذبه
[آمار] ربایش
[پلیمر] ربایش جذبی
[شیمی] نیروی جاذبه
[سینما] مونتاژ جاذبه
[زمین شناسی] شهر یا بخشی از آن و یا مجموعه ای که به دلیل داشتن منابع، تجهیزات یا ابزار مبادله اقتصادی از توان جاذبه برخوردار است.
[سینما] جاذبه تکان
[سینما] جاذبه
[نساجی] جذب در اثر خاصیت موئینگی
[آب و خاک] کشش موئینگی
[نفت] جذب مویینه یی
[شیمی] جاذبه کولنی - جاذبه کولنی
[برق و الکترونیک] قانون کولن ، قانون جاذبه ی الکترو استاتیکی نیروی دافعه یا جاذبه ی بین دو ذره ی ...

معنی کلمه Attraction به انگلیسی

attraction
• inward pull; something which excites interest and attention
• attraction is a feeling of liking someone, and often of being sexually interested in them.
• attraction is also the quality of being interesting or desirable.
• an attraction is a feature which makes something interesting or desirable.
• an attraction is also something that people can go to for interest or enjoyment, for example a famous building.
center of attraction
• interesting place, place people are drawn to
magnetic attraction
• pulling or drawing together as if with magnets
main attraction
• most interesting element
sexual attraction
• being physically and sexually drawn to someone
tourist attraction
• tourist resort, site which is meant to attract tourists to it

Attraction را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهری نبویان
محل مورد نظر
حدیث ایران
جذابیت - جذب
خورشيدوند
جاذبه دلبر مجذوب شدن
هستی
جاذبه
طاهره
میل
علی کاظمی
جاذبه.جذابیت.
دکتر محمد حسین حدیدی
معنی انگلیسی به فارسی :جذاب
معنی انگلیسی به انگلیسی : something fun to do
Reza
جاذب، جاذبه،
هر چیری که ما را به خود جذب می کند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی attraction

کلمه : attraction
املای فارسی : اترکشن
اشتباه تایپی : شففقشزفهخد
عکس attraction : در گوگل

آیا معنی Attraction مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )