برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1621 100 1
شبکه مترجمین ایران

Attracted

/əˈtrækt/ /əˈtrækt/

معنی: مجذوب
معانی دیگر: جلب کردن، جذب کردن، مجذوب ساختن

واژه Attracted در جمله های نمونه

1. he is attracted by money
او به پول گرایش دارد.

2. he was attracted by long shots, such as exploration in search of buried treasures
او جلب کارهایی می‌شد که احتمال کامیابی در آنها کم بود،مانند کاوش برای کشف گنج‌های مدفون

3. he was attracted by the prospect of spiritual redemption
نوید رستگاری روحی او را جلب کرد.

4. sherry's smile attracted manoochehr
لبخند شری منوچهر را مجذوب کرد.

5. he is more attracted to the old than to the new
او به چیزهای قدیمی بیشتر توجه دارد تا به چیزهای نو.

6. the shop's colorful wares attracted me
کالاهای رنگارنگ مغازه مرا جلب کرد.

مترادف Attracted

مجذوب (صفت)
attracted , engrossed , drawn , possessed , spellbound

معنی کلمه Attracted به انگلیسی

attracted
• drawn towards; pulled; interested
• if you are attracted to someone or something, you like them and are interested in them.
attracted his attention
• caught his eye, interested him
attracted to her
• finds her attractive, is interested in her, likes her

Attracted را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی خدایی
متوجه
مهدی
جذابیت
محدثه فرومدی
جذب شده
007
قابل توجه
محمد حاتمی نژاد
مجذوب شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی attracted

کلمه : attracted
املای فارسی : اترکتد
اشتباه تایپی : شففقشزفثی
عکس attracted : در گوگل

آیا معنی Attracted مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )