برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1424 100 1

Attachment

/əˈtæt͡ʃmənt/ /əˈtæt͡ʃmənt/

معنی: ضمیمه، الصاق، علاقه، وابستگی، حکم، دلبستگی، تعلق، دنبال
معانی دیگر: وسیله ی اتصال، وصل کننده، (ابزار و ماشین آلات) وسایل اضافی، مخلفات، پیوست کردن، چسباندن، ضمیمه سازی، ضبط

بررسی کلمه Attachment

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or process of attaching.
مترادف: connection, fastening, joining, linkage, securing
متضاد: detachment
مشابه: adherence, conjunction, union

- With the attachment of the last solar panels, the space station was completed.
[ترجمه ترگمان] با پیوند آخرین پنل های خورشیدی، ایستگاه فضایی تکمیل شد
[ترجمه گوگل] با پیوستن آخرین پانل های خورشیدی، ایستگاه فضایی تکمیل شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the condition of being attached.
مترادف: connection, linkage, union
متضاد: detachment
مشابه: coherence, conjunction

- There needs to be a strong attachment between the new flooring and the sub-floor.
[ترجمه ترگمان] باید وابستگی قوی بین کفپوش جدید و کف زیر زمین وجود داشته باشد
[ترجمه گوگل] نیاز به پیوستگی قوی بین کفپوش جدید و زیر کف وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: a bond that gives one fondness for or loyalty to a person, place, thing, or idea.
مترادف: affection, devotion, fondness, loyalty
متضاد: aversion ...

واژه Attachment در جمله های نمونه

1. their attachment to the liberal wing
وابستگی آنان به جناح لیبرال

2. she developed a strong attachment to mohsen
او نسبت به محسن دلبستگی شدیدی پیدا کرد.

3. this bone serves as an attachment for the muscles of the wing
این استخوان عضلات بال را به‌هم مرتبط می‌کند.

4. this vacuum cleaner has a special attachment for curtains
این جاروبرقی وسیله‌ی مخصوصی برای (تمیز کردن) پرده‌ها دارد.

5. They discussed the attachment of new conditions to the peace plans.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها درباره وابستگی اوضاع جدید به برنامه‌های صلح بحث و تبادل نظر کردند
[ترجمه گوگل]آنها در مورد پیوستن شرایط جدید به برنامه های صلح بحث کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I feel no attachment to the countryside.
[ترجمه ترگمان]هیچ علاقه‌ای به حومه شهر ندارم
[ترجمه گوگل]من هیچ وابستگی به حومه را احساس نمی کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The attachment of the new engine to the car only took a few minutes.
[ترجمه ترگمان ...

مترادف Attachment

ضمیمه (اسم)
addition , accompaniment , attachment , annex , appendix , supplement , addendum , application , adjunct , adjunction , enclosure , appendage , appurtenance , postscript
الصاق (اسم)
attachment , adherence , adhesion , sticking
علاقه (اسم)
attachment , affection , interest , sympathy , concern , fondness , penchant , tie , estate , relation , tenure , communication
وابستگی (اسم)
affinity , connection , attachment , association , dependence , dependency , coherence , coherency , affiliation , interdependence , vassalage , pertinence , pertinency , relation , relationship , contiguity , kindred , connexion , interdependency
حکم (اسم)
brief , attachment , dictum , statement , edict , canon , precept , sentence , rule , decree , verdict , mandate , commission , pardon , fiat , arbiter , ruling , warrant , ordonnance , statute , commandment , finding , doom , writ , ordinance , rescript
دلبستگی (اسم)
attachment , interest
تعلق (اسم)
attachment , dependency
دنبال (اسم)
rear , attachment , pursuit

معنی عبارات مرتبط با Attachment به فارسی

توقیف دارایی شخص بیگانه یاغائب ازمحل دارایی
توقیف مجدد، در مورد کسى که قبلا "توقیف شده بوده و به علتى بدون تعیین تاریخ دقیق ازاد شده بوده است قانون ـ فقه : sine die
توقیف نامه، حکم توقیف

معنی Attachment در دیکشنری تخصصی

attachment
[کامپیوتر] ضمیمه . پیوسته . الحاق - فایلی که به عنوان بخشی از یک نامه الکترونیکی ارسال می شود
[حقوق] (قرار) توقیف مال یا شخص، ضمیمه، پیوست
[نساجی] اتصال - اتصال رنگ به کالای نساجی
[ریاضیات] دستگاه الحاقی، ملحقات، توقیف، حکم ضبط، الحاق، حکم توقیف، ضمیمه
[کوه نوردی] اتصال
[روانپزشکی] دل بستگی. بطور کلی، پیوند عاطفی بین مردم. مفهوم ضمنی آن این است که چنین پیوندی یا وابستگی همراه است، مردم برای ارضاء عاطفی بر هم تکیه می کنند.
[حقوق] قرار توقیف مال یا شخص
[سینما] تیغه نصب
[سینما] الحاقی غیرکانونی
[حقوق] رفع توقیف
[ریاضیات] دستگاه الحاقی کپی ساز
[دندانپزشکی] چسبندگی مخاطی، لثه با دندان نوعی چسبندگی دارد که به آن چسبندگی اپیتلیالی گویند.( چسبندگی بافت نرم به بافت سخت است)
[زمین شناسی] چسبندگی مخاطی ، مثلا :چسبندگی لثه با دندان
[ریاضیات] دستگاه الحاقی شیارساز
[زمین شناسی] اتصال خورشیدی - دستگاهی کمکی که می تواند برای تعیین نصف النهار مستقیماً به کمک خورشید به ترانزیت یا قطب نمای نقشه برداری متصل می شود. مقایسه شود با: solar compass (قطب نمای خورشیدی).
...

معنی کلمه Attachment به انگلیسی

attachment
• emotional bond; connection; confiscation, court-ordered seizure of property or money; annexation; attached file, file that is sent along with an email message (computers)
• an attachment to someone or something is a fondness for them.
• an attachment is a device that can be fixed onto a machine in order to enable it to do different jobs.
attachment order
• foreclosure decree, document authorizing seizure by legal process
imposed an attachment
• placed an attachment on (document which legally allows a specified property to be taken)
imposition of attachment
• placing of an attachment on (document which legally allows a specified property to be taken)
provisional attachment
• temporary seizure of possessions until a decision is made by the courts regarding a given issue
writ of attachment
• court order calling for seizure of personal property that will be or could be affected by a court judgment (e.g. a house, money, etc.)

Attachment را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا
اضافه کردن ،الصاق کردن،وصل کردن
Sina z
افزودنی
مرضیه
ضمیمه
زهره
در روانشناسی به معنای دلبستگی
مریم
وابستگی
علی
وسایل جانبی
محسن
در معدن به معنای چسبیدن
امیر زمانی
قرار توقیف مال یا شخص
Zahra.Mehr
پیوست، ضمیمه
مرتضی
attach و append هر دو به معنای " پیوست کردن " هستند اما با یک تفاوت جزئی :

مثلا یک سند را درنظر بگیرید . ممکن است شما بخواهید یک متنی رو به هر دلیلی به آن سند اضافه کنیداین کار شما همان appendix یا پیوست است حتما تا حالا دیدید که اخرای هرکتابی معمولا یک بخش به عنوان پیوست هستش که این همان appendix است

اما اگر شما بخواهید یک مهر یا امضا به ان سند اضافه کنید این کار شما attachment هستش . همچنین در تلگرام ، واتس اپ و یا ایمیل قسمتی وجود دارد به شکل گیره کاغذ ( سنجاق ) که شما با استفاده از آن یک فایل رو به فضای چت پیوست میکنید .


درواقع append برای پیوست یک متن به متن دیگر ( و فقط در نوشته ها و اسناد کاربرد دارد . )
اما attach پیوست دو چیز ناهمگون است و کاربرد آن محدود به نوشته های متنی نیست .

امیدوارم اگه نادرست گفته باشم حتما شما اصلاح کنید . /
ف
دلبستگی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی attachment
کلمه : attachment
املای فارسی : اتچمنت
اشتباه تایپی : شففشزائثدف
عکس attachment : در گوگل

آیا معنی Attachment مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )