برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1651 100 1
شبکه مترجمین ایران

Ask

/ˈæsk/ /ɑːsk/

معنی: پرسیدن، خواستن، سوال کردن، جویا شدن، طلب کردن، طلبیدن، دعوت کردن، پرسش کردن، خبر گرفتن، خواهش کردن، برای چیزی بی تاب شدن
معانی دیگر: استعلام کردن، درخواست کردن، رو انداختن، استدعا کردن، (قیمت و غیره) مطالبه کردن، نیاز داشتن، دنبال (دردسر وغیره) بودن

بررسی کلمه Ask

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: asks, asking, asked
(1) تعریف: to put a question to (someone).
مترادف: inquire of, query, question
مشابه: cross-examine, grill, inquire, interrogate, quiz

- The students get confused on certain points, but they are hesitant to ask the professor during the lectures.
[ترجمه A.A] دانش آموزان روی بعضی نکات گیچ شدند اما مردد هستند در خلال سخنرانیها از استاد سوال کنند
|
[ترجمه ترگمان] دانش آموزان در برخی موارد دچار اشتباه می‌شوند، اما آن‌ها نسبت به پرسیدن این استاد در طی این سخنرانی‌ها تردید دارند
[ترجمه گوگل] دانش آموزان در برخی موارد اشتباه گرفته می شوند، اما آنها در طول سخنرانی از استاد سوال می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to request an answer to.

- Please ask questions if there is anything you don't understand.
[ترجمه A.A] اگه چیزی هست که متوجه نمیشوید لطفا سوال کنید
...

واژه Ask در جمله های نمونه

1. ask hassan if he knows javad
از حسن بپرس که آیا جواد را می‌شناسد.

2. ask him to get off my tail
از او بخواه که دست از سرم بردارد (دنبال من راه نیفتد).

3. ask whether he will help
بپرس آیا کمک خواهد کرد!

4. ask after someone
درباره سلامتی کسی پرسیدن

5. ask and it shall be given to you; seek and you shall find
بخواه تا به تو داده شود; جستجو کن تا بیابی

6. ask for
طلب کردن،خواستن،نیاز داشتن

7. don't ask him for money when he is in one of his moods!
وقتی که خلق او سگ می‌شود از او پول نخواه‌!

8. they ask ten dollars for that book
آنها برای آن کتاب سی دلار مطالبه می‌کنند.

9. to ask a chairman for the floor
از رییس اجازه‌ی صحبت خواستن

10. to ask a question
سوال پرسیدن

11. to ask a question with a rising intonation
با آهنگ فرازشونده پرسش کردن

12. to ask a riddle
چیستان پرسیدن

13. to ask for money
پول خواستن

14. to ask indirec ...

مترادف Ask

پرسیدن (فعل)
question , inquire , ask , query
خواستن (فعل)
choose , wish , desire , will , call , invite , bone , intend , solicit , beg , ask , want , require , desiderate , invocate
سوال کردن (فعل)
inquire , ask
جویا شدن (فعل)
inquire , ask
طلب کردن (فعل)
request , demand , search , ask , seek , bag
طلبیدن (فعل)
summon , invite , request , search , ask , seek
دعوت کردن (فعل)
invite , bid , ask
پرسش کردن (فعل)
question , inquire , ask , debrief
خبر گرفتن (فعل)
learn , ask , get information
خواهش کردن (فعل)
request , beg , ask , pray
برای چیزی بی تاب شدن (فعل)
ask

معنی عبارات مرتبط با Ask به فارسی

ازمن چیزی بخواه
درباره سلامتی کسی پرسیدن
توپخانه یا اتش توپخانه ء ضد هوایی
طلب کردن، خواستن، نیاز داشتن
تقاضای ازدواج کردن
ازاوبپرسیدایامیل داردبرودیانه، ازاوبپرسید quot;میل داریدبرویدیانه quot;
ازاو پرسیدچرانمی روید
توپخانه یا اتش توپخانه ء ضد هوایی

معنی Ask در دیکشنری تخصصی

[برق و الکترونیک] amplitude-shift keying-کلید زنی انتقال دامنه ای [ ای اس کا] نوعی روش ارسال داده ها که در آن سیگنال خروجی از کامپیوتر یا دیگر پایانه ها دارای سطوح دامنه ی قطع و وصل شده ای از حامل موج سینوسی است .
[ریاضیات] پرسیدن، سئوال کردن
[زمین شناسی] ذرات بسیار ریز خاکستر معلق در گازها حاصل شده از احتراق سوخت . رسوب دهندگان الکتروستاتیکی برای جدا کردن خاکستر معلق از گازها

معنی کلمه Ask به انگلیسی

ask
• inquire, question
• if you ask someone something, you say something in the form of a question because you want some information.
• if you ask someone to do something, you say to them that you want them to do it.
• if you ask someone's permission or forgiveness, you try to obtain it.
• if you ask someone somewhere, you invite them there.
• if someone says that something is yours for the asking, they mean that it is very easy for you to get or achieve.
• you can say `if you ask me' to emphasize that you are stating your personal opinion.
• if you ask after someone, you ask how or where they are.
• if you ask for someone, you say that you would like to speak to them.
• if you ask for something, you say that you would like it.
• if you say that someone is asking for something, you mean that they are behaving in a way that makes it likely that something unpleasant will happen to them; an informal expression.
ask a favor
• request a favor, ask for assistance
ask a girl's hand
• propose marriage to a woman
ask a question
• pose a question, make a query
ask about
• query with regards to, inquire of someone about
ask after
• inquire about
ask for
• request; search for, look for
ask for a handout
• ask for charity, request a donation
ask for mercy
• plead for leniency
ask for pardon
• request clemency, petition for forgiveness
ask for trouble
• cause oneself misfortune, get oneself into problems
ask out ...

Ask را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

setysh
سوال کردن
فرهاد سليمان‌نژاد
دنبال چيزي بودن
atena
سوال کردن
زهرا یوسفمرادی
پرسش درباره ی چیزی
کیهان
Ask permission
اجازه گرفتن
If you want to take photographs, you must ask permission from one of the guards.
برای عکس گرفتن، باید از یکی از نگهبان‌ها اجازه بگیری.
مهتاب
دنبال چیزی بودن
Sanay
پرسش ،سوال کردن
سمانه
خواستن یا سوال کردن
Ask him = از او بخواه
حمیدرضا
دعوت کردن
هانی
سوال پرسیدن، پرسش
گلی افجه
سئوال
درخواست
Rezvan
سوال کردن
رسا
پرسیدن ، خواستن
باران
پرسیدن سوال کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی ask

کلمه : ask
املای فارسی : اسک
اشتباه تایپی : شسن
عکس ask : در گوگل

آیا معنی Ask مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )