برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1675 100 1
شبکه مترجمین ایران

Artificial

/ˌɑːrtəˈfɪʃl̩/ /ˌɑːtɪˈfɪʃl̩/

معنی: مصنوعی، ساختگی، عملی، ساخته، بدلی، عاریه
معانی دیگر: ساخته شده توسط انسان، انسان ساخت، دست ساخت، تصنعی، غیرواقعی، ریاکارانه، وانمودین، متظاهرانه، (گیاه شناسی) غیر بومی، نابومی، گیاهی که در شرایط معمولی در محل نمی روید و باید از آن به طور ویژه نگهداری کرد (مثل گیاهان حاره که در جاهای سردسیر در گلخانه نگهداری می شوند)، گلخانه ای، گلدانی، دست پرورد، (زیست شناسی) وابسته به رده بندی ناقص (که به جای چندین ویژگی فقط معدودی ویژگی مثل رنگ و شکل را مبنا قرار می دهد)

بررسی کلمه Artificial

صفت ( adjective )
مشتقات: artificially (adv.), artificiality (n.)
(1) تعریف: created by human beings.
مترادف: man-made, synthetic
متضاد: natural
مشابه: manufactured

- Many pilots get a large part of their training under artificial conditions.
[ترجمه ترگمان] بسیاری از خلبانان بخش بزرگی از آموزش خود را تحت شرایط مصنوعی به دست می‌آورند
[ترجمه گوگل] بسیاری از خلبانان بخش بزرگی از آموزش خود را تحت شرایط مصنوعی می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Most artificial fibers for carpets are less expensive than natural fibers.
[ترجمه ترگمان] اکثر الیاف مصنوعی برای فرش ارزان‌تر از الیاف طبیعی هستند
[ترجمه گوگل] بیشترین الیاف مصنوعی برای فرش ها ارزان تر از الیاف طبیعی می باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: created to imitate something natural.
مترادف: imitation, simulated
متضاد: genuine, natural, real
مشابه: cultured, ersatz, fake, false, man-made, mock, sham, synthetic

- They play on artificial grass.
[ترجمه ترگمان] آن ...

واژه Artificial در جمله های نمونه

1. artificial coloring
رنگ ساختگی (که به غذاهای کنسروی می‌زنند)

2. artificial flower
گل مصنوعی

3. artificial limbs
اندام‌های مصنوعی

4. artificial teeth
دندان مصنوعی (عاریه)

5. artificial selection
(زیست شناسی) گزینش ساختگی،انتخاب مصنوعی

6. the mother-in-law's emotionalism was artificial and at times ludicrous
احساسات نمایی مادر شوهر مصنوعی و گاهی مضحک بود.

7. to implant patients with artificial organs
اندام مصنوعی در بدن بیماران کار گذاشتن

8. his poetry seems labored and artificial
شعر او ثقیل و مصنوعی می‌نماید.

9. he resuscitated a nearly drowned boy by artificial respiration
پسری را که تقریباخفه شده بود با تنفس مصنوعی از مرگ نجات داد.

10. He was hocus-pocussed into buying an artificial diamond ring.
[ترجمه ترگمان]او مشغول خرید یک حلقه الماس مصنوعی بود
[ترجمه گوگل]او به خرید یک حلقه الماس مصنوعی متوسل شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Artificial

مصنوعی (صفت)
accrete , artificial , false , sophisticated , dummy , feigned , artful , forged , made-up , factitious , factitive , postiche , nonrepresentational
ساختگی (صفت)
artificial , false , dummy , bogus , make-believe , fictitious , apocryphal , fictional , phony , phoney , made-up , fictive , factitious , factitive
عملی (صفت)
artificial , real , factual , applicatory , applicative , practical , feasible , pragmatic , applied , practicable
ساخته (صفت)
made , artificial , forged , built , constructed , created , manufactured , produced , hypocritical , faked , ready-made , wrought
بدلی (صفت)
artificial , spurious , counterfeit , imitative
عاریه (صفت)
artificial , borrowed , loaned

معنی عبارات مرتبط با Artificial به فارسی

(در هواپیما) چرخش نما، ژیروسکوپ (که افق واقعی و موقعیت هواپیما را نسبت به آن نشان می دهد) افق نما
درون کاشت ساختگی، تلقیح مصنوعی، بارورسازی مصنوعی
(کامپیوتر) توانایی کامپیوتر در انجام کارهایی که تنها با عقل و اندیشه و بینش میسر است، هوش ماشینی، هوش مصنوعی، هوش مصنوعی هوش مصنوعی
زبان مصنوعی
تنفس مصنوعی، دمزنی دهان به دهان
(زیست شناسی) گزینش ساختگی، انتخاب مصنوعی

معنی Artificial در دیکشنری تخصصی

[صنعت] مصنوعی ، دست ساخت
[نساجی] مصنوعی - بشر ساخت
[ریاضیات] فرضی، ابتکاری، مصنوعی، ساختگی
[آب و خاک] مصنوعی
[زمین شناسی] اسید شویی مصنوعی
[ریاضیات] فعالیت مصنوعی
[عمران و معماری] مصالح سنگی مصنوعی
[زمین شناسی] مصالح سنگی مصنوعی
[ریاضیات] کهنه کردن مصنوعی
[کوه نوردی] وسایل کمکی ،وسایل صعود مصنوعی
[سینما] پس زمینه مصنوعی
[ریاضیات] روش پایه ی ساختگی
[زمین شناسی] آب نمک مصنوعی آب نمکی که از یک رسوب زیرزمینی نمک و یا سایر مواد سنگی محلول، طی فرآیند معدن کاری انحلالی به دست می آید؛ مقایسه شود با: brine (زمین شناسی) .
[عمران و معماری] کانال مصنوعی
[زمین شناسی] کانال مصنوعی
[آب و خاک] کانال مصنوعی
[کوه نوردی] صعود مصنوعی ، صعود کمکی
...

معنی کلمه Artificial به انگلیسی

artificial
• not genuine, simulated
• an artificial state or situation is not natural and exists because people have created it.
• artificial objects or materials do not occur naturally and are made by people.
• an artificial arm or leg is made of metal or plastic and is fitted to someone's body when their own arm or leg has been removed.
• if someone's behaviour is artificial, they are pretending to have attitudes and feelings which they do not really have.
artificial abortion
• ending of a pregnancy by medical means, abortion which is performed through medicine or surgery
artificial alimentation
• artificial nutrition
artificial arm
• prosthetic arm, artificial arm to replace one that is missing
artificial earth satellite
• satellite which has been manufactured and put in orbit around any heavenly body
artificial eyelashes
• fake eyelashes which are glued to the eyelids to enhance one's natural eyelashes
artificial fertilization
• in vitro fertilization
artificial fingernails
• fake fingernails which are glued to the natural fingernails to increase their length or enhance their appearance
artificial flower
• man-made flower, fake flower made from plastic or fabric
artificial food additives
• man-made substances which are added to food (to improve flavor, shelf life, etc.)
artificial horizon
• flight instrument which shows the aerodynamic balance of an aircraft
artificial incubation
• artificia ...

Artificial را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
دست‌ساز
somayeh
کاذب
ahdiyeee
مصنوعی
shaghayegh
مصنوعی، غیر واقعی
Rosifer
تصنعی ،فریبکارانه
Erfan
غیرطبیعی مصنوعی
علی رعنایی
دستکاری شده
سروش
در حقوق: اعتباری
Faeze bemanadi
Artificial persons=اشخاص حقوقی(در حقوق)
علی محمودی سرچقائی
در روابط بین الملل معادل دست پرورده است..مثلا دولت های دست پرورده artificial states

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی artificial

کلمه : artificial
املای فارسی : ارتیفیکیل
اشتباه تایپی : شقفهبهزهشم
عکس artificial : در گوگل

آیا معنی Artificial مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )