برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1578 100 1
شبکه مترجمین ایران

Armature

/ˈɑːrmət͡ʃər/ /ˈɑːmət͡ʃə/

معنی: میله فلزی، جوشن، زره، ارمیچر، القاگیر، پوشش
معانی دیگر: (هرگونه پوشش دفاعی) زره، لایه ی حفاظی، عضو یا ساختار گیاه یا جانور که کاربرد دفاعی دارد (مثل دندان و شاخ و پنجه و نیش و خار)، (برق و مکانیک) آرماتور، آرمیچر، روتور، القاگر، چرخانه

بررسی کلمه Armature

اسم ( noun )
(1) تعریف: a coil-wrapped iron core that rotates in a magnetic field to induce electrical current in a generator, or that produces motion in an electrical motor when current is passed through it.

(2) تعریف: armor.
مشابه: armor

(3) تعریف: any part of an organism that provides its defense or offense, esp. an armor-like covering.
مشابه: armor

- the porcupine's spiky armature
[ترجمه ترگمان] زره spiky خارپشت
[ترجمه گوگل] آرماتور آبیاری جنس مخفی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) تعریف: in sculpture, a framework providing a core for modeling materials such as wax, clay, and plaster.

واژه Armature در جمله های نمونه

1. drum armature
آرمیچر استوانه‌ای

2. There he will create a towering bronze armature to which various body parts, heroic in size, will be affixed.
[ترجمه ترگمان]در آنجا، یک آرماتور بلند برنز ایجاد خواهد کرد که قسمت‌های مختلف بدن، قهرمانانه در اندازه، متصل خواهند شد
[ترجمه گوگل]در آنجا او یک آرماتور برنزی قوی ایجاد خواهد کرد که قسمت های مختلف بدن، قهرمانانه در اندازه آن قرار می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Marriage to her was the armature of my ego; remove the armature and I might topple like clay.
[ترجمه ترگمان]ازدواج با او، آرماتور نفس من بود؛ آرماتور را بردارید و من ممکن است مثل گل topple
[ترجمه گوگل]ازدواج با او منشاء نفس من بود؛ آرماتور را بردارم و ممکن است مانند خاک رس سرازیر شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He sees the script as an armature.
[ترجمه ترگمان]او فیلمنامه را یک آرماتور می‌بیند
[ترجمه گوگل]او اسکریپت را به عنوان یک آرماتور می بیند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. In the Structure of the armature is the ...

مترادف Armature

میله فلزی (اسم)
armature
جوشن (اسم)
armature , armor , mail , armour
زره (اسم)
armature , armor , mail , armour , corselet
ارمیچر (اسم)
armature
القاگیر (اسم)
armature
پوشش (اسم)
gear , roof , span , shield , cover , armature , coverage , envelopment , coating , covering , overlay , sconce , mantle , robe , capsule , theca , camouflage , capping , sheathing , casing , tunic , casement , incrustation , gaberdine , coverture , shroud , envelope , shale , integument , involucre , involucrum , revetment , roofing

معنی Armature در دیکشنری تخصصی

[سینما] آرماتور
[عمران و معماری] آرمیچر - میله فولادی
[برق و الکترونیک] آرمیچر
[برق و الکترونیک] لقی آرمیچر ارتعاش ناخواسته ی آرمیچر یک رله در مدار «ای سی» .
[برق و الکترونیک] مدار آرمیچر
[برق و الکترونیک] سیم پیچ آرمیچر
[برق و الکترونیک] هادی آرمیچر
[برق و الکترونیک] کنترل شده با آرمیچر
[برق و الکترونیک] موتور dc کنترل شده با آرمیچر
[برق و الکترونیک] هسته آرمیچر
[برق و الکترونیک] جریان آرمیچر
[برق و الکترونیک] میدان آرمیچر
[برق و الکترونیک] تلف آهن آرمیچر
[برق و الکترونیک] آرمیچر مولد
[برق و الکترونیک] آرمیچر رله قسمت آهنی متحرک رله .

معنی کلمه Armature به انگلیسی

armature
• armor, protective covering; framework around which an artist forms a sculpture; part of an electric generator

Armature را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
[برق]

هسته سیم‌پیچی شده ، محور سیم‌پیچی شده
مریم متولی
قالب فلزی یا قالب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی armature

کلمه : armature
املای فارسی : ارمتور
اشتباه تایپی : شقئشفعقث
عکس armature : در گوگل

آیا معنی Armature مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )