برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1625 100 1
شبکه مترجمین ایران

Arctic

/ˈɑːrktɪk/ /ˈɑːktɪk/

معنی: سرد، شمالی
معانی دیگر: وابسته به قطب شمال و بخش های اطراف آن، شمالگان، شمالگانی، قطبی، بسیار سرد، منجمد، یخزده، وابسته بقطب شمال

بررسی کلمه Arctic

صفت ( adjective )
(1) تعریف: (often cap.) of or pertaining to the geographic region encompassing the North Pole.
مترادف: hyperborean
مشابه: boreal, northern, polar

- Polar bears live in the Arctic wilderness.
[ترجمه ترگمان] خرس‌های قطبی در بیابان قطب شمال زندگی می‌کنند
[ترجمه گوگل] خرس های قطبی در بیابان های قطبی زندگی می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: characterized by or resembling the severity of weather of the arctic region.
مترادف: bitter, bleak, freezing, frigid, gelid, glacial, hyperborean, ice-cold, icy
متضاد: torrid, tropical
مشابه: frozen

- We had arctic temperatures here in Chicago last week.
[ترجمه ترگمان] هفته پیش در شیکاگو دماهای قطبی داشتیم
[ترجمه گوگل] ما در هفته گذشته در شیکاگو دمایی دمایی داشتیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: suited for or similar to that which is used or worn in the arctic.
مترادف: polar
مشابه: glacial

- We have an arctic tent that we use for winter camping ...

واژه Arctic در جمله های نمونه

1. arctic equipment and clothing
دست افزار و تن‌پوش مقاوم در مقابل سرمای شدید (شمالگانی)

2. arctic exploration
اکتشاف شمالگان

3. the arctic circle
دایره‌ی شمالگان،عرض جغرافیایی قطب شمال

4. Have any fish been contaminated in the Arctic Ocean?
[ترجمه ترگمان]آیا ماهی در قطب شمال آلوده شده‌است؟
[ترجمه گوگل]آیا ماهی در اقیانوس اطلس قطبی آلوده است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The Greenpeace flagship is voyaging through the Arctic cold of the Barents Sea.
[ترجمه ترگمان]The دریایی صلح سبز از طریق سرمای قطبی دریای بارنتز یافت می‌شود
[ترجمه گوگل]پرچمدار گرینپایس از طریق دریای قطب شمال دریای بارنتس می گذرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The arctic shore remains frozen until the summer thaw.
[ترجمه ترگمان]تا قبل از گرم شدن فصل تابستان، ساحل قطبی منجمد می‌شود
[ترجمه گوگل]ساحل دریای آرکیک تا زمان تابستان تابستان باقی می ماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Arctic

سرد (صفت)
algid , cold , cool , chilled , chilly , standoff , fresh , standoffish , arctic , distant , nipping , wintry , raw
شمالی (صفت)
arctic , boreal , northern , north , northerly , nordic

معنی عبارات مرتبط با Arctic به فارسی

مجمع الجزایر قطب شمال، آبخست گروه شمالگان (جزایر شمال کانادا)
(جانورشناسی) ماهی قزل آلای شمال کانادا و آلاسکا (salvelinus alpinus)
دایره ی (مدار) قطب شمال، مدار شمالگان (با خط استوا موازی و در 66 درجه و 34 دقیقه شمال آن است) (با a و c کوچک هم می نویسند)، مدار قطب شمال
(جانورشناسی) روباه شمالگان (alopex lagopus) که پوست آن در زمستان سفید و در تابستان دودی رنگ است (رجوع شود به: fox blue)، سگ روباه
اقیانوس منجمد شمالی، اقیانوس شمالگان (که در شمال مدار شمالگان قرار دارد)
قطب شمال و دریاها و سرزمین های اطراف آن (شمال عرض جغرافیایی 70 درجه)، شمالگان

معنی Arctic در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] شمالی ،شمالگان مناطق ، قطب شمال - - شمالی / قطبی / مربوط و وابسته به قطب شمال: ناحیه ای درون دایره شمالگان؛ ناحیه قطب شمال؛ - - آبها و یا هرچیزی که منسوب به قطب شمال کره زمین باشند . مانند مدار شمالگان . - - صفت: الف) مربوط به درجه حرارتهای سرد و منجمد. - ب) مربوط به عوارض، آب و هوا، پوشش گیاهی وخصوصیات جانوری ناحیه قطبی. - - (هواشناسی- صفت) : به آب و هوایی گفته می شود که در آن میانگین درجه حرارت در سردترین ماه کمتر از 0 درجه سانتیگراد، و دمای میانگین برای گرم ترین ماه زیر 10 درجه سانتیگراد است. - - (دیرین هوا شناسی) مربوط به قطب شمال: قدیمی ترین زیرواحد تقسیم بندی آب و هوایی Blytt - Sernander (Post 1924) که پیش از شمالگان پیشین (Preboreal) قرار دارد و مشخصه عمده آن پوشش گیاهی توندرا و ثبت آب و هوای سرد کل دوره های یخبندان یا آخرین دوره یخبندان (تا 10000 سال قبل از عصر حاضر) است. - *این زیر واحد خود تقسیم می شود به: Younger Dryas, Allerod, Older Dryas, Bolling, Oldest Drayas ؛ -
[کوه نوردی] شمالگان ، قارة قطب شمال
[آب و خاک] شمالگان
[آب و خاک] توده هوای شمالگان
[زمین شناسی] مدار شمالگان مدار یا خط عرض جغرافیای 66 درجه و 32 دقیقه شمالی ، که عموما در مدار 66 درجه و 30 دقیقه شمالی فرض شده است بعلت میل محور زمین، خورشید دراینجا یک روز از سال غروب نمی کند که حدود روز 21 ماه ژوین (12 خردادماه) است که برابر اواسط زمستان نیمکره شمالی است درحدود 22 دسامبر (اول دی ماه) که برابر اواسط زمستان نیمکره شمالی است خورشید طلوع نمی کند در داخل مدار قطبی قطب شمال، تعداد چنین روزهایی با نزدیکی به قطب افزایش می یابد
[آب و خاک] مدار شمالگان
[زمین شناسی] کویر شمالگان ،کویر قطبی
Arctic haze ...

معنی کلمه Arctic به انگلیسی

arctic
• of the north pole, of the arctic region
• of ice; of the great and little bear constellations (astronomy)
• the arctic is the area of the world around the north pole, where it is extremely cold and where there is very little light in winter and very little darkness in summer.
• arctic clothing or equipment is designed to be used in very cold conditions.
• a room or building that is arctic feels extremely cold.
arctic air
• air of the arctic region, frigid air
arctic circle
• southern boundary of the north frigid zone which is situates south of the north pole
• the arctic circle is an imaginary line drawn around the northern part of the world at approximately 66? north.
arctic ocean
• ocean located in the area of the north pole, ice-covered waters at the northernmost portion of the earth
arctic regions
• cold regions, polar regions, area near the north and south poles
arctic wind
• north wind, cold wind which comes from the north
arctic zone
• section of the earth's surface lying between the arctic circle and the north pole

Arctic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

reza
مقاله
بهزادی
قطب شمالarctic=north pole
قطب جنوب antarctic=south pole
پینوکیو
قطب شمال
Aolino Aosado
قطب_سرد
قطب شمال
Sunflower
Adj
قطب شمالی

Noun :
منطقه ی قطب شمال
Dark Light
مربوط به قطب شمال - قطب شمالی
این واژه صفت هست و همیشه قبل از یک اسم میادش
Arctic Ocean : اقیانوس شمال

ولی قطب جنوب میشه :
Antarctica : اَنتارک تیکا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی arctic

کلمه : arctic
املای فارسی : ارکتیک
اشتباه تایپی : شقزفهز
عکس arctic : در گوگل

آیا معنی Arctic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )