برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1476 100 1

Arc

/ˈɑːrk/ /ɑːk/

معنی: قوس، کمان، هلال، جرقه، خم، خرپشته
معانی دیگر: منحنی، نیم دایره، کمانه، خمان، تخش، قوس زدن، مسیر قوسی داشتن، دور زدن، (برق) جرقه، قوس الکتریکی تشکیل دادن، (هندسه) آرک، بخشی از دایره که مسیر اجرام سماوی در بالا و پایین افق را تشکیل می دهد، مخفف: (پزشکی) کمپلکس وابسته به بیماری ایدز، مخفف: صلیب سرخ امریکا، طاق

بررسی کلمه Arc

اسم ( noun )
(1) تعریف: any curved line; anything shaped like a bow or curve.
مترادف: arch, bow, curve
مشابه: bend, crescent, curvature, flexure, half-moon, turn

(2) تعریف: a bright streak of electricity leaping the gap between two electrical conductors.
مترادف: spark
مشابه: flicker, sparkle
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: arcs, arcing, arced
(1) تعریف: to form a curved line or passage.
مترادف: bend, bow, curve
مشابه: arch

- The football arced through the air.
[ترجمه ترگمان] توپ فوتبال در هوا موج می‌زد
[ترجمه گوگل] فوتبال از طریق هوا خشک شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: of electricity, to leap across a gap between conductors.
مشابه: fly, gap, jump, leap

واژه Arc در جمله های نمونه

1. arc cosine
قوس جیب تمام (آرک کوسینوس)

2. electric arc
قوس الکتریکی،جرقه‌ی برقی

3. his arm described an arc in the air
دستش در هوا قوسی را ترسیم کرد.

4. the rainbow had made a beautiful arc in the sky
رنگین کمان در هوا قوس زیبایی ایجاد کرده بود.

5. The sun appears to move in an arc across the sky.
[ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسد که خورشید در قوس در آسمان حرکت می‌کند
[ترجمه گوگل]خورشید به نظر می رسد در قوس در سراسر آسمان حرکت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She's a modern-day Joan of Arc.
[ترجمه فیض] او ژاندارک امروزی است
|
[ترجمه ترگمان]او یک روز جدید ژاندارک است
[ترجمه گوگل]او Joan of Arc مدرن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The ball rose in a high arc and fell behind the bou ...

مترادف Arc

قوس (اسم)
bow , arc , arch , chord , archer
کمان (اسم)
bow , arc , arch , fiddlestick
هلال (اسم)
arc , meniscus , lunule , roundel
جرقه (اسم)
arc , spark , sparkle , scintillation , scintilla , flake , cough
خم (اسم)
bend , arc , bent , curve , crank , flexure , knee , jar , wimple , meander
خرپشته (اسم)
arc , mound , dome roof

معنی عبارات مرتبط با Arc به فارسی

الکترونیک : پس زدن جرقه
pl در ساختمان شمع قوسی، ستون قوسی، قوس اتکاء
کوره ی قوسی (که حرارت آن از قوس الکتریکی بین دو الکترود به وجود می آید)، (ذوب فلزات) کوره ی برقی جرقه ای
(برق و مکانیک) لامپ قوسی، لامپ جرقه ای (arc light هم می گویند)
تابوت عهد
(فلزکاری) جوش برقی، جوش الکتریکی، جوشکاری جرقه ای
قوس الکتریکی، جرقه ی برقی
ژاندارک (1412-31 میلادی)
(فیزیک) قوس جیوه، نیم پرهون سیماب
(زیست شناسی) کمان پس کنش، کمان بازتاب

معنی Arc در دیکشنری تخصصی

arc
[شیمی] 1- قوس ، کمان ، منحنی ، نیم دایره ، هلال ، خم ، کمانه ، خمان ، تخش 2- قوس زدن ، مسیر قوسی داشتن ، دور زدن 3- بخشی از دایره که مسیر اجرام سماوى در بالا و پایین افق را تشکیل می دهد 4- (برق ) جرقه ، قوس الکتریکی تشکیل دادن 5- (هندسه ) آرکمخفف : (پزشکی ) کمپلکس وابسته به بیمارى ایدزمخفف : صلیب سرخ امریکا
[سینما] حرکت ارک - آرک (چرخش دایره وار دوربین ) - چراغهای قوی - حرکت قوسی
[عمران و معماری] قوس - کمان
[کامپیوتر] کمان - قسمتی از یک دایره . یک برنامه فشرده سازی داده برای ای بی ام پی سی که در اواسط دهه 80 میلادی به طور رسمی ((انجمن ارتقای سیستم )) آن را ساخت نگاه کنید به زیپ فایل
[فوتبال] کمان-قوس
[نساجی] قوس - منحنی
[ریاضیات] کمان، قوس، آرک، طاق
[پلیمر] قوس
[سینما] حرکت قوسی (دوربین )
[زمین شناسی] منحنی تهیه شده به کمک معادله تجزیه و تحلیل. روش کدگذاری به کاررفته در قالبهای مبادلهای گرافیک که در آن بهجای استفاده از ریوس منحنی باید
[زمین شناسی] طا ق تشکیل طاق پدیده ای است که دراثرآن سنگهای واقع دربالای تونل ،بخش عمده ای ازوزن سنگهای روباره رابه دیواره های دوطرف تونل ،منتقل می سازند.بخشی ازسنگهاراکه عمل انتقال بار رابه عهده دارند،به طورساده طاق زمینی نیزمی گویند.
[معدن] تشکیل تاق (نگهداری)
[معدن] آرایش قوسی (ژئوفیزیک)
[عمران و معماری] وزش قوس
[ریاضیات] انحراف قوس، وزس قوس، انحراف جرقه
[عمران و معماری] آجرهلالی
arc cathode ...

معنی کلمه Arc به انگلیسی

arc
• american organization concerned with the alleviation of human suffering and the promotion of public health
• curve, part of a circle
• follow an arc shaped course; form an electrical arc
• an arc is a smoothly curving shape or line of movement.
• an arc is a section of the circumference of a circle; a technical term in mathematics.
arc de triumph
• monument in paris which was built by napoleon i in 1806 in honor of his military victories
arc lamp
• electric light in which a current flows across a space between two electrodes producing an arc shaped light
arc light
• electric light in which a current flows across a space between two electrodes producing an arc shaped light
joan of arc
• jeanne d'arc (c.1412-1431), french national heroine and canonized saint

Arc را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عادل
جرقه
فیض
چرخه
محراب
در داستان
مرحله، بخش، فاز
مهدی کائینی
قوس قصه/داستان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی arc
کلمه : arc
املای فارسی : آرک
اشتباه تایپی : شقز
عکس arc : در گوگل

آیا معنی Arc مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران