برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1683 100 1
شبکه مترجمین ایران

Approve

/əˈpruːv/ /əˈpruːv/

معنی: موافقت کردن، پسند کردن، طرفداری کردن، تصویب کردن، ازمایش کردن، روا داشتن
معانی دیگر: رضایت دادن، تایید کردن، (رسما) موافقت کردن، نظر موافق دادن، مساعد بودن، (قدیمی) اثبات کردن، نشان دادن، موافقت کردن با

بررسی کلمه Approve

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: approves, approving, approved
(1) تعریف: to give official sanction to.
مترادف: accredit, authorize, certify, confirm, endorse, ratify, sanction
متضاد: disapprove, reject, veto
مشابه: adopt, affirm, clear, enact, pass, permit, recognize, subscribe, underwrite

- The Senate approved the legislation.
[ترجمه ترگمان] سنا این قانون را تصویب کرد
[ترجمه گوگل] سنا قانون را تصویب کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- It was a popular interpretation of the poem, but one that the poet never approved.
[ترجمه ترگمان] این تفسیری عمومی از شعر بود، اما شاعری که شاعر هرگز آن را تصویب نکرد
[ترجمه گوگل] این یک تفسیر مردمی از شعر بود، اما چیزی که شاعر قبول نکرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to consider or declare (something) good or right.
مترادف: endorse, OK, sanction
متضاد: condemn, disapprove
مشابه: accept, favor, recommend

- If your mother approves it, you may stay up past your bedtime tonight.
...

واژه Approve در جمله های نمونه

1. i don't approve of his behavior
با رفتار او موافق نیستم.

2. akbar did not approve of his daughter's marriage
اکبر با ازدواج دخترش موافق نبود.

3. how can you approve of the barbaric sport of hunting?
چطور می‌توانی با ورزش بی‌رحمانه‌ی شکار موافق باشی‌؟

4. The boss wouldn't approve of the plan.
[ترجمه ترگمان]رئیس این نقشه را تایید نمی‌کرد
[ترجمه گوگل]رئیس این طرح را تایید نمی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I wholeheartedly approve of his actions.
[ترجمه ترگمان]من با صداقت عمل او را تایید می‌کنم
[ترجمه گوگل]از صمیم قلب اعمالش را تایید می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. My parents don't approve of me smoking cigarettes.
[ترجمه ترگمان]پدر و مادرم با سیگار کشیدن من موافق نیستند
[ترجمه گوگل]والدین من از سیگار کشیدن سیگار را قبول ندارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف Approve

موافقت کردن (فعل)
accede , acquiesce , consent , assent , agree , comply , approbate , accept , accord , go along , yea , conform , approve , come along , concur , homologate
پسند کردن (فعل)
admire , approve
طرفداری کردن (فعل)
back , support , side , advocate , approve , favor , defend
تصویب کردن (فعل)
pass , approbate , allow , authorize , approve , okay , ratify , subscribe , homologate , okey
ازمایش کردن (فعل)
test , gauge , approve , assay , experiment , quiz
روا داشتن (فعل)
approve

معنی Approve در دیکشنری تخصصی

[مهندسی گاز] تصویب کردن ، موافقت کردن
[حقوق] تصویب کردن، موافقت کردن

معنی کلمه Approve به انگلیسی

approve
• agree, concur; confirm, endorse
• if someone in authority approves a plan or idea, they formally agree to it.
• if you approve of an action, event, or suggestion, you are pleased about it.
• if you approve of someone or something, you like and admire them.

Approve را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

mahroo
accept
admit
Taha Khakbaz
موفقت کردن
عاطفه
مساعد بودن تصویب کردن روا داشتن
Ali tavoosi
تصویب کردن
Matin
تایید کردن، موافقت کردن
محدثه فرومدی
پذیرفتن
میثم علیزاده
تایید کردن
پسندیدن
Dark Light
• agree, concur; confirm, endorse
• if someone in authority approves a plan or idea, they formally agree to it.
• if you approve of an action, event, or suggestion, you are pleased about it.
• if you approve of someone or something, you like and admire them.
به معنی موافق بودن
I approve موافقم
مسعود خواجه وندی
اجازه دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی approve

کلمه : approve
املای فارسی : اپرو
اشتباه تایپی : شححقخرث
عکس approve : در گوگل

آیا معنی Approve مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )