برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1682 100 1
شبکه مترجمین ایران

Applied

/əˈplaɪd/ /əˈplaɪd/

معنی: عملی، کابردی، کاربسته، بکاربرده، وضع معموله، برای هدف معین بکار رفته
معانی دیگر: کاربردی، عملی (در مقابل: نظری یا ناکاربردی (theoretic(al)، بکار بردنی، بکاربرده شده

بررسی کلمه Applied

صفت ( adjective )
• : تعریف: having a practical relevance.
متضاد: abstract

- applied mathematics
[ترجمه ترگمان] ریاضیات کاربردی
[ترجمه گوگل] ریاضیات کاربردی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Applied در جمله های نمونه

1. applied sciences
علوم کاربردی

2. ali applied to his uncle for help
علی از عمویش درخواست کمک کرد.

3. he applied himself to the study of chemistry
او تمام تلاش خود را صرف مطالعه شیمی کرد.

4. we applied measures to prevent the spread of infection
دست به کار شدیم تا جلو گسترش عفونت را بگیریم.

5. he has applied to several places for a job
او به چندین جا برای کار مراجعه کرده است.

6. the driver applied the brakes and the car screeched
راننده ترمز گرفت و ماشین صدای گوشخراشی کرد.

7. if i had read the advertisement i would have applied for the job
اگر آگهی را خوانده بودم برای آن شغل درخواست داده بودم.

8. it is nice if the test of experience is applied
خوش بود گر محک تجربه آید به میان

9. the same standards used in steel must in justice be applied to other industries
همان معیارهایی که در پولادسازی به کار گرفته می‌شود باید با بی‌غرضی در مورد صنایع دیگر هم اعمال شود.

10. The number of people who applied for the course was 120 compared with an initial estimate of between 50 and 100.
[ترجمه ترگمان]تعداد افرادی که برای این دوره بکار گرفته شدند در مقایسه با یک تخمین اول ...

مترادف Applied

عملی (صفت)
artificial , real , factual , applicatory , applicative , practical , feasible , pragmatic , applied , practicable
کابردی (صفت)
practical , applied
کاربسته (صفت)
pragmatic , applied
بکاربرده (صفت)
applied
وضع معموله (صفت)
applied
برای هدف معین بکار رفته (صفت)
applied

معنی عبارات مرتبط با Applied به فارسی

ریاضیات علمی

معنی Applied در دیکشنری تخصصی

[نساجی] کاربردی - عملی
[ریاضیات] قابل اجرا، کاربسته، کاربردی، عملی، کاربرده
[نساجی] محاسبات عملی
[شیمی] شیمی کاربردی
[نساجی] شیمی کاربردی
[آب و خاک] هواشناسی کاربردی
[حسابداری] هزینه های جذب شده
[نساجی] طرح چاپی ( برجسته یا رنگی )
[ریاضیات] emf اعمال شده
[حسابداری] سربار جذب شده کارخانه
[ریاضیات] نیروی مؤثر، نیروی وارده
[زمین شناسی] زمین شناسی کاربردی استفاده و استعمال زمینه های مختلف زمین شناسی در مسائل اقتصادی، مهندسی، ذخیره آب و مشکلات محیطی ـ زمین شناسی مرتبط با فعالیتهای انسانی.
[زمین شناسی] ژئوفیزیک کاربردی اکتشاف ژئوفیزیکی
[زمین شناسی] جغرافیای کاربردی به کارگیری روشها و تکنیکهای جغرافیایی در تحلیل مسایل مهم مانند عقب ماندگی کشورها و نواحی ، افزایش جمعیت ، استفاده ...

معنی کلمه Applied به انگلیسی

applied
• practical, functional, useable
• an applied subject of study is practical rather than theoretical.
applied art
• functional art, practical art, art which is designed to serve a useful purpose
applied arts
• study of arts related to the design of functional items (e.g. furniture design, jewelry making, and interior design)
applied chemistry
• theory of chemistry used in application
applied cost
• an expenditure that was not actually paid but that must be recorded
applied costs
• an expenditure that was not actually paid but that must be recorded for tax purposes
applied materials
• large computer company located in california usa (one of the largest suppliers of equipment for manufacturing electronic chips)
applied mathematics
• mathematics that can be used in real-life situations
applied psychology
• psychological theory used in treatment
applied science
• science that can be used in in real-life situations
applied statistics
• statistics which are obtained from a concrete source, statistics which are not based on theory

Applied را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا
اعمال شده
MHMD NOZAD
متصل
امیر زمانی
(حقوق)مطالبه کردن
محدثه فرومدی
مورد استفاده، استفاده‌شده، استعمال‌شده، اعمالی، پیاده‌شده
Mahdi
ارائه شده
محمد رشیدی
اعمال شده
محمد حاتمی نژاد
عملیاتی شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی applied

کلمه : applied
املای فارسی : اپلاید
اشتباه تایپی : شححمهثی
عکس applied : در گوگل

آیا معنی Applied مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )