برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1644 100 1
شبکه مترجمین ایران

Ambiguous

/æmˈbɪɡjuːəs/ /æmˈbɪɡjuəs/

معنی: مبهم، دو پهلو، تاریک، باابهام
معانی دیگر: (کلام) دوپهلو، چندپهلو، دارای دو یا چند معنی، گنگ، (جانورشناسی - گیاه شناسی - قابل رده بندی در دو یا چند نوع یا طبقه) نامشخص، چند رده، تاریک از لحاظ مفهوم

بررسی کلمه Ambiguous

صفت ( adjective )
مشتقات: ambiguously (adv.), ambiguousness (n.)
(1) تعریف: having two or more possible meanings or interpretations.
مترادف: equivocal
متضاد: unambiguous, unequivocal
مشابه: cryptic, double, two-edged, weasel-worded

- Because the statement was ambiguous, it was understood differently by different people.
[ترجمه shayan bagheri] مفهوم بیانیه به دلیل دو پهلو بودن ، توسط افراد مختلف متفاوت برداشت میشد
|
[ترجمه ترگمان] از آنجا که این بیانیه مبهم بود، به طور متفاوت توسط افراد مختلف درک شده‌است
[ترجمه گوگل] از آنجا که این بیانیه مبهم بود، توسط افراد مختلف متفاوت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: unclear; uncertain; obscure.
مترادف: cryptic, equivocal, obscure, uncertain, unclear, vague
متضاد: clear, explicit, lucid, unambiguous, unequivocal
مشابه: cloudy, enigmatic, hedged, indefinite, indirect, indistinct, nebulous, noncommittal, oracular, puzzling

- His face wore an ambiguous expression.
[ترجمه ترگمان] ...

واژه Ambiguous در جمله های نمونه

1. an ambiguous insect
حشره‌ی چند رده

2. the diplomat's ambiguous remarks
سخنان دوپهلوی دیپلمات

3. she gave an ambiguous nod
سرش را به طور مبهمی تکان داد.

4. This agreement is very ambiguous and open to various interpretations.
[ترجمه ترگمان]این توافقنامه بسیار مبهم است و برای تعابیر مختلف باز است
[ترجمه گوگل]این توافق بسیار مبهم است و برای تفسیرهای مختلف باز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He gave me an ambiguous answer.
[ترجمه منصور] او یک پاسخ مبهم به من داد.
|
[ترجمه ترگمان]او جوابی مبهم به من داد
[ترجمه گوگل]او پاسخ منفي به من داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The paragraph is rendered ambiguous by the writer's careless use of pronouns.
[ترجمه ترگمان]پ ...

مترادف Ambiguous

مبهم (صفت)
hazy , involved , involute , obscure , opaque , ambiguous , vague , enigmatic , misty , dim , dusky , esoteric , mysterious , forked , nebular , imprecise
دو پهلو (صفت)
ambiguous , equivocal , two-sided
تاریک (صفت)
blind , ambiguous , dark , dim , black , gloomy , dusky , somber , sombre , benighted , murk , caliginous , cimmerian , darkling , lackluster , stygian
باابهام (صفت)
ambiguous

معنی عبارات مرتبط با Ambiguous به فارسی

دستور زبان مبهم
زبان مبهم
نامبهم، غیرمبهم

معنی Ambiguous در دیکشنری تخصصی

ambiguous
[ریاضیات] مبهم، تاریک، دو پهلو
[ریاضیات] نقطه ی مبهم
[ریاضیات] ذاتا مبداء

معنی کلمه Ambiguous به انگلیسی

ambiguous
• open to dispute, having many possible interpretations; obscure, vague
• something that is ambiguous can be understood in more than one way.

Ambiguous را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فدائیان
گنگ
pooyam20
دارای ایهام یا کنایه
محمدحسین
مبهم
Payman
دو دل، شک، تردید
پیمان
شک، دودلی، تردید
هورا رهبری
عوارض جانبی (دارو)
موسی
مبهم،گنگ،دو پهلو(کلام)
Ambiguous = vague

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی ambiguous

کلمه : ambiguous
املای فارسی : امبیگووس
اشتباه تایپی : شئذهلعخعس
عکس ambiguous : در گوگل

آیا معنی Ambiguous مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )