برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1732 100 1
شبکه مترجمین ایران

Also

/ˈɒlsoʊ/ /ˈɔːlsəʊ/

معنی: نیز، بعلاوه، همچنین، و همچنین، و نیز، همینطور، گذشته از این

بررسی کلمه Also

قید ( adverb )
(1) تعریف: in addition; as well; too.
مترادف: too
مشابه: in the bargain, into the bargain, moreover

- They have an apartment in the city and a house in the country also.
[ترجمه الهام ابوالحسنی] آنها یک آپارتمان در شهر و یک خانه در روستا نیز دارند.
|
[ترجمه آسا] آنها اپارتمان در شهر و بعلاوه خانه ای در کشور نیز دارند
|
[ترجمه سارا طاهران] آن‌ها یک آپارتمان در شهر همچنین یک خانه در روستا دارند.
|
[ترجمه ترگمان] آن‌ها آپارتمانی در شهر و خانه‌ای در کشور دارند
[ترجمه گوگل] آنها یک آپارتمان در شهر و یک خانه در کشور نیز دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
...

واژه Also در جمله های نمونه

1. . . . also shed two or three teardrops
. . . اشکی دو سه هم بفشان

2. biology also embraces botany and zoology
زیست‌شناسی،گیاه شناسی و جانور شناسی را هم در بر می گیرد.

3. france also fell without much resistance
فرانسه نیز بدون مقاومت زیاد تسخیر شد.

4. genes also determine height and looks
ژن‌ها قد و قیافه را هم تعیین می‌کنند.

5. he also helped out
او هم کمک کرد.

6. he also interposed several other questions
او چندین پرسش دیگر را هم مطرح کرد.

7. he also mooted the subject of new taxes
او موضوع مالیات‌های جدید را هم پیش کشید.

8. i also gave private lessons
من درس خصوصی هم دادم.

9. production also needs to be costed out
هزینه‌ی فرآوری نیز باید برآورد شود.

10. she also gave me a free sample of the drug
اشانتیون مجانی دارو را به من هم داد.

11. she also had a generous endowment of intelligence
او همچنین از هوش سرشاری برخوردار بود.

12. sound also travels through the medium of water
صدا در پرگیر آب هم حرکت می‌کند.

...

مترادف Also

نیز (قید)
again , also , too , likewise , both
بعلاوه (قید)
far , further , plus , farther , again , also , too , likewise , as well as , in addition , besides , moreover , furthermore , aside from , more , therewith , supra , thereto , withal
همچنین (قید)
eke , also , too , as well as
و همچنین (قید)
also
و نیز (قید)
also , as well as
همینطور (قید)
so , also
گذشته از این (قید)
also , besides , furthermore

معنی عبارات مرتبط با Also به فارسی

(اسبدوانی) اسبی که در مسابقه مقام اول یا دوم یا سوم را به دست نمی آورد، اسب یا سگ بازنده در مسابقه

معنی Also در دیکشنری تخصصی

also
[ریاضیات] باز هم

معنی کلمه Also به انگلیسی

also
• in addition, too
• you use also when you are giving more information about a person or thing.
• you can use also to say that the same fact applies to someone or something else.
also known as
• a.k.a., also using the name, also going by the name of
also ran
• if you refer to someone as an also-ran, you mean that they have been or are likely to be unsuccessful in a contest because they do not have much skill or ability; an informal word.

Also را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مریم
یعنی تکرار ی،دوباره وهم معنی آن در زبان انگلیسی،too است
rahil
معنی همچنین /بعلاوه/ نیز/ همینطور /گذشته از این
با هوش
همچنین
KASRA
معنی:بعلاوه/نیز/همچنین
مترادف:too
دنیز
Also means
همچنینor too
파테메
به کره ای می شه 도
shiva_sisi‌
نیز، بعلاوه، همچنین، و همچنین، و نیز، همینطور، گذشته از این
shiva_sisi‌
نیز، بعلاوه، همچنین، و همچنین، و نیز، همینطور، گذشته از این
ما اینجا نیومدیم کره ای یاد بگیریماااا
شما برو تو کره ای بنویس خواهشا
بهار
به معنای همچنین
بعدشم میس آماندا ما دوست داریم کره ای هم یاد بگیری تو اول برو یاد بگیر تو ایران اسمت باید ایرانی باشه نه آماندا
سلین
نیز , همچنین

na
به این خاطر
ehsan
((همچنین،نیز))هم معنی کلمه ی سو هم هستsoo و چندین معنی دیگر هم دارد؟اما دوستان بیشتر معنی نیز و همچنین رو دارد هرچند که بستگی دارد با چه کلمه یا جمله ای بیاید؟حتی ممکن است با یه سری کلمات یا جملات بیاید که اصلا این معنی هارو نده!
باتشکر
shamim
در عین حال
nosha
همچنین،نیز،همینطور
pary
نیز ،همچنین،همینطور
جعفر
اگرچه (زمانی که در جمله بعد but آمده باشد)
ستایش
همچنین
A.j
نیز. به علاوه
الهام حمیدی
در هر صورت.
و راجع به اون دوستمون که می خواست کره ای تایپ کنه.. اگه کامپیوتری برنامه مربوطه رو نداشته باشه، نمی تونه نوشته کره ای رو نشون بده. منم کره ای رو تا حد متوسط می دونم و یه کمی ام چینی بلدم، اما اینجا مخصوص انگلیسیه نه هیچ زبان دیگه ای یا جای پیاده کردن ذوق. چون خیلیا مث من ، بیشتر از خود دیکشنری به نظرات کاربران برای پیدا کردن معنی مورد نظرشون نگاه می کنن.
سيب
We are also in touch in PV
There is no doubt that he and I are not related
ما در در پی وی هم باهم در ارتباط هستیم
به ارتباط نبودن من و او جای هیچ شکی نیست
Afsaneh
تو همچنین

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی also

کلمه : also
املای فارسی : آلسو
اشتباه تایپی : شمسخ
عکس also : در گوگل

آیا معنی Also مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )