برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1406 100 1

Allege

/əˈledʒ/ /əˈledʒ/

معنی: اقامه کردن، دلیل اوردن، اراهی دادن
معانی دیگر: (معمولا بدون مدرک و اثبات) اظهار کردن، (حقوق) ادعا کردن، مدعی شدن، تاکید کردن، ارائه دادن

بررسی کلمه Allege

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: alleges, alleging, alleged
(1) تعریف: to state with certainty; declare.
مترادف: affirm, assert, aver, declare, maintain, predicate, proclaim, state
مشابه: avouch, avow, certify, contend, insist, profess, say, vouch

- He alleged his innocence throughout his detainment.
[ترجمه ترگمان] او به بی‌گناهی خود در سراسر detainment اشاره کرد
[ترجمه گوگل] او بیگناه خود را در طول بازداشتش اعلام کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to assert in the absence of positive proof.
مترادف: accuse, affirm, assert, aver, claim, declare, maintain, predicate, proclaim, state
مشابه: contend, impute, insist, plead, pretend, profess, purport

- The police alleged that the suspect had entered the home with intent to rob it.
[ترجمه ترگمان] پلیس ادعا کرد که مظنون با قصد سرقت وارد خانه شده‌است
[ترجمه گوگل] پلیس ادعا کرد که مظنون به قصد ورود به خانه به قتل رسیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: to avow in court or elsewhere.
مترادف: attest, avouch, avow, cer ...

واژه Allege در جمله های نمونه

1. Prosecutors in the trial allege the defendants plotted to overthrow the government.
[ترجمه ترگمان]دادستان‌ها در دادگاه مدعی هستند که متهمان توطئه کرده‌اند تا دولت را سرنگون کنند
[ترجمه گوگل]دادستانان در دادگاه ادعا می کنند که متهمان به منظور سرنگونی حکومت طرح می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The police allege that the man was murdered but they have given no proof.
[ترجمه ترگمان]پلیس ادعا می‌کند که آن مرد کشته شده‌است، اما هیچ مدرکی در کار نیست
[ترجمه گوگل]پلیس ادعا می کند که مرد کشته شده است، اما هیچ مدرکی نداشته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The women allege that top male executives routinely fondled female employees.
[ترجمه ترگمان]این زنان ادعا می‌کنند که مدیران ارشد مرد به طور معمول کارمندان زن را نوازش می‌کنند
[ترجمه گوگل]زنان ادعا می کنند که مدیران ارشد مردانه به طور مرتب کارکنان زن را دوست دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The report does not allege that evidence had been manipulated to benefit prosecutors, the official said.
[ترجمه ترگما ...

مترادف Allege

اقامه کردن (فعل)
advance , pose , allege
دلیل اوردن (فعل)
allege , argue , ratiocinate
اراهی دادن (فعل)
allege

معنی Allege در دیکشنری تخصصی

[حقوق] اظهار داشتن، ادعا کردن

معنی کلمه Allege به انگلیسی

allege
• state; argue; assert
• if you allege that something is true, you say it but do not prove it.

Allege را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پویان
اتهام وارد کردن یا اتهام وارد ساختن
He alleged me to steal that expensive watch
حسین اسماعیلی زاد
اتهام وارد کردن، اظهار کردن، ادعا کردن
مثال:
The water is alleged to be polluted with mercury.
ادعا میشود که آب آلوده به جیوه شده.
The man alleged that the policeman had accepted the bribes.
مرد ادعا/اظهار میکند که پلیس رشوه قبول کرده بود. یا پلیس را به قبول رشوه متهم میکند.
میثم علیزاده
ادعا کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی allege
کلمه : allege
املای فارسی : اللگ
اشتباه تایپی : شممثلث
عکس allege : در گوگل

آیا معنی Allege مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )