برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1357 100 1

All around

/ˈɒləˈraʊnd/ /ɔːləˈraʊnd/

کاملا، جامع، سرتاسری

بررسی کلمه All around

صفت ( adjective )
• : تعریف: able to do a variety of things; not specialized; versatile.
مترادف: all-round, many-sided, versatile, well-rounded
مشابه: adaptable, all-purpose, ambidextrous, flexible, gifted

- She's the best all-around athlete that the school has.
[ترجمه ترگمان] او بهترین ورزش‌کار است که مدرسه دارد
[ترجمه گوگل] او بهترین ورزشکار است که مدرسه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
قید ( adverb )
• : تعریف: considering everything; all in all.
مترادف: all in all

واژه All around در جمله های نمونه

1. Outside, the new moon shines bright all around, but the lonely lamp on my desk is dim. How l wish this small piece of paper would take to youmyresdess yearning.
[ترجمه ترگمان]بیرون، ماه جدید همه جا را روشن می‌کند، اما نور تنها روی میزم تیره است چه قدر دلم می‌خواست این تکه کاغذ پاره شود
[ترجمه گوگل]در خارج از آن، ماه جدید روشن در اطراف روشن است، اما لامپ تنها روی میز من کم است چطوری این مقاله کوچک را بخواهم به طرز شگفت انگیزی می اندیشم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. All around the pyramids, salespeople were doing a roaring trade in souvenirs.
[ترجمه ترگمان]همه اطراف اهرام، فروشندگان تجارت roaring در souvenirs انجام می‌دادند
[ترجمه گوگل]در سراسر اهرام، فروشندگان در حال سوارکاری سوارکاری بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He died with his family all around him, and with his soul at peace.
[ترجمه ترگمان]او با خانواده‌اش در کنار او زندگی می‌کرد و روحش در آرامش بود
[ترجمه گوگل]او با خانواده اش در اطراف او فوت کرد و با روح خود در آرامش زندگی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The machine hummed all around us in the ...

معنی All around در دیکشنری تخصصی

معنی کلمه All around به انگلیسی

all around
• blessed with many talents; multi-sided; general, universal, all-inclusive, total; from every direction
all around observation
• circumferential observation, vantage point from which the entire surrounding area can be seen

All around را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مریم اصلانی
همه جانبه
ميثم زينالي
همه كاره،همه فن حريف
همه جا
ابوذر.ف
در کل
ستایش
همه ی اطراف
محمد مهدی امیری
کاملا
ممد
دور تا دور..‌ همه طرف

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی all around
کلمه : all around
املای فارسی : الله اراند
اشتباه تایپی : شمم شقخعدی
عکس all around : در گوگل

آیا معنی All around مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )