برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1646 100 1
شبکه مترجمین ایران

Alienation

/ˌeliəˈneɪʃn̩/ /ˌeɪliəˈneɪt͡ʃn̩/

معنی: بیزاری، بیگانه کردن، بیگانگی، انتقال مالکیت، خبط دماغ
معانی دیگر: بیگانگی (از خود یا دیگران)، جدایی، بی خویشتنی، دوری، ناهمبستگی، واپیوستگی، روان پریشی

بررسی کلمه Alienation

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of alienating or the condition of being alienated.
متضاد: belonging

(2) تعریف: a state of profound disaffection from the world of objective reality.

(3) تعریف: in law, the transfer of ownership of property to another.
مشابه: transfer

واژه Alienation در جمله های نمونه

1. a feeling of alienation and despair among the youth
احساس بیگانگی و یاس در جوانان

2. Alienation is a central motif in her novels.
[ترجمه ترگمان]Alienation یک نقش اصلی در رمان‌های او است
[ترجمه گوگل]بیگانه نقاشی مرکزی در رمانهایش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. There is a growing feeling of alienation among young unemployed people.
[ترجمه ترگمان]احساس بیگانگی در میان افراد بی‌کار جوان وجود دارد
[ترجمه گوگل]احساس بیداری در میان جوانان بیکار رو به رشد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. This short-sighted alienation of their own supporters may lose them the election.
[ترجمه ترگمان]این بیگانگی نزدیک‌بین آن‌ها ممکن است آن‌ها را در انتخابات از دست بدهد
[ترجمه گوگل]این بی اعتنایی کوتاه مدت طرفداران خود ممکن است آنها را به انتخابات برساند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Unemployment may provoke a sense of alienation from society.
[ترجمه ترگمان]ب ...

مترادف Alienation

بیزاری (اسم)
abhorrence , disgust , hatred , distaste , loathing , aversion , weariness , horror , abomination , alienation , ennui , tedium , grudge , reluctance , reluctancy
بیگانه کردن (اسم)
alienation , estrangement
بیگانگی (اسم)
alienation , estrangement , externality , alienism
انتقال مالکیت (اسم)
alienation
خبط دماغ (اسم)
alienation , insanity , idiocy

معنی Alienation در دیکشنری تخصصی

[سینما] بیگانه سازی
[بهداشت] ازخود بیگانگی
[آمار] ضریب بیگانگی

معنی کلمه Alienation به انگلیسی

alienation
• transfer of property; estrangement; disinterest (in others, society, etc.)

Alienation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

reza
ازخود بیگانگی
مریم💛
از خود بیزاری
یوسف صابری
غیریت
رهگذر
دلزدگی
مهسا امینی
-بیگانگی
انزوا
جدایی
آسمان
بیگانگی
اعظم میرزایی
احساس عدم تعلق به جامعه یا گروه
ماریا
alienation between white society and black people
بیگانگی بین جامعه سفیدپوست و سیاه پوستان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی alienation

کلمه : alienation
املای فارسی : الینتین
اشتباه تایپی : شمهثدشفهخد
عکس alienation : در گوگل

آیا معنی Alienation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )