برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1678 100 1
شبکه مترجمین ایران

Air mass

/ˈerˈmæs/ /eəmæs/

(هواشناسی) توده ی هوا (که از نظر فشار و حرارت یکسان است)، جریان توده ء عظیمی از هوا که مسافت زیادی را در سطح زمین طی میکند

بررسی کلمه Air mass

اسم ( noun )
• : تعریف: a body of air that covers a wide area and has little horizontal variation in temperature, pressure, or moisture.

واژه Air mass در جمله های نمونه

1. That collision of conflicting air masses usually causes particularly rambunctious storms to slam California.
[ترجمه ترگمان]این برخورد توده‌های هوایی متناقض معمولا باعث می‌شود که طوفان‌های دریایی به طور خاص در کالیفرنیا به هم برخورد کنند
[ترجمه گوگل]این برخورد توده های هوای متعادلی معمولا به طوفان های طوفانی می انجامد که به کالیفرنیا آسیب می رساند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Based on the continuity theorem of the air mass variation in the slide guide, dynamic motion equations of the multi-throttle air-lubricated hydrostatic slide guide are also built.
[ترجمه ترگمان]براساس قضیه پیوستگی تغییرات جرم هوا در راهنمای اسلاید، معادلات حرکت دینامیک سیالات چند - - lubricated guide hydrostatic hydrostatic نیز ساخته می‌شوند
[ترجمه گوگل]بر اساس قضیه تداوم تنوع هوا در راهنمای اسلاید، معادلات حركت پویایی هدایت اسلاید هیدرواستاتیک هوا با روانکاری چندگانه نیز ساخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The movement of the place where the polar air mass and the horse latitude pacific air mass meet (joined band) affects the fire seasons and fire occurrent rates in the east part of China.
[ترجمه ترگمان]حرکت محلی که در آن جرم هوایی قطبی و عرض جغرافیایی اقیانوس آرام به هم می‌پیوندند، بر فصول آتش‌سوزی و نرخ occurrent آتش در شرق چین تاثیر می‌گذارد
[ترجمه ...

معنی Air mass در دیکشنری تخصصی

Air mass
[زمین شناسی] توده هوا توده ای از هوا که کم وبیش از لحاظ خصوصیات متجانس بوده ، قسمت قابل ملاحظه ای از سطح زمین را می پوشاند و محدود به سطوح جبهه ای می شود توده های هوا معمولا بنابر مناطقی که ازآن منشا می گیرند چون استوایی یا قطبی و بنابر طبیعت دریایی یا قاره ای خود طبقه بندی می شوند
[معدن] توده هوا (زمین شناسی فیزیکی)
[خاک شناسی] توده هوا
[آب و خاک] توده هوا
[آب و خاک] تحلیل توده هوا
[آب و خاک] طبقه بندی توده هوا، رده بندی جرم هوا
[آب و خاک] اقلیم شناسی توده هوا
[آب و خاک] شناسائی توده هوا
[آب و خاک] رگبار توده هوا
[آب و خاک] منطقه کانون توده هوا
[آب و خاک] آزمایش تبدیل توده هوا
[آب و خاک] توده هوای قاره ای
[آب و خاک] توده هوای نوری
[آب و خاک] توده هوای قطبی
Stable air ...

معنی کلمه Air mass به انگلیسی

air mass
• section of air that maintains a consistent temperature and pressure

Air mass را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی air mass

کلمه : Air mass
املای فارسی : ایر مس
اشتباه تایپی : شهق ئشسس
عکس Air mass : در گوگل

آیا معنی Air mass مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )