برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1669 100 1
شبکه مترجمین ایران

Air Conditioning

/ˈerkənˈdɪʃənɪŋ/ /eəkənˈdɪʃənɪŋ/

معنی: تهویه مطبوع

بررسی کلمه Air Conditioning

اسم ( noun )
مشتقات: air-conditioned (adj.)
• : تعریف: a system that circulates cooled and dehumidified air in a building, car, or other space.

واژه Air Conditioning در جمله های نمونه

1. This is a luxurious car complete with air conditioning and telephone.
[ترجمه ترگمان]این یک ماشین لوکس با تهویه مطبوع و تلفن است
[ترجمه گوگل]این یک ماشین لوکس با تهویه مطبوع و تلفن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Air conditioning is operating. Close the door, please.
[ترجمه ترگمان]تهویه هوا کار می‌کند لطفا در را ببندید
[ترجمه گوگل]تهویه مطبوع عامل است لطفا درب را ببندید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It was 90 degrees and the air conditioning barely cooled the room.
[ترجمه ترگمان]۹۰ درجه بود و تهویه هوا به سختی اتاق را خنک می‌کرد
[ترجمه گوگل]این 90 درجه بود و تهویه مطبوع به سختی اتاق را خنک می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The new air conditioning system proved inadequate .
[ترجمه ترگمان]سیستم تهویه مطبوع جدید نامناسب شد
[ترجمه گوگل]سیستم تهویه مطبوع جدید ناکافی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Air Conditioning

تهویه مطبوع (اسم)
air conditioning

معنی Air Conditioning در دیکشنری تخصصی

[خودرو] تهویه هوا
[شیمی] تهویه مطبوع
[عمران و معماری] تهویه مطبوع - تهویه هوا
[مهندسی گاز] تهویه مطبوع
[نساجی] تهویه مطبوع
[معدن] مطبوعسازی هوا (تهویه)
[آب و خاک] رسانندگی هوا، قابلیت هوا

معنی کلمه Air Conditioning به انگلیسی

air conditioning
• regulation of air humidity and temperature (i.e. in a building)
• air-conditioning is a method of providing buildings and vehicles with cool dry air.
central air conditioning
• single air conditioning unit which spreads cool air throughout an entire house

Air Conditioning را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

maryam
کولر
Hossein
به کولر ماشین نیز میگن air conditioning
Hossein
.Dad, turn on the air conditioning
بابا، کولر رو روشن کن. (کولر خودرو)
Hossein
سیستم تهویه مطبوع
Farhood
The engineer soon got the air-conditioning running again
مهندس/مهندسان سیستم تهویه مطبوع رو دوباره زود راه انداختند
ANAM
تهویه هوا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی air conditioning

کلمه : air conditioning
املای فارسی : ایر کندیتینینگ
اشتباه تایپی : شهق زخدیهفهخدهدل
عکس air conditioning : در گوگل

آیا معنی Air Conditioning مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )