برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1676 100 1
شبکه مترجمین ایران

Agronomy

/əˈɡrɒnəmi/ /əˈɡrɒnəmi/

معنی: کشاورزی، برزشناسی
معانی دیگر: (بخشی از دانش کشاورزی که با فراوری محصول و توجه از خاک سر و کار دارد) کشت شناسی، کشت ورزی، زراعت، علم برداشت محصول و بهره برداری از خاک

بررسی کلمه Agronomy

اسم ( noun )
حالات: agronomies
مشتقات: agronomic (adj.), agronomical (adj.), agronomist (n.)
• : تعریف: the study and application of scientific methods of soil management and field crop production; scientific agriculture.
مشابه: agriculture

واژه Agronomy در جمله های نمونه

1. But where to find the best professional agronomy advice?
[ترجمه ترگمان]اما در کجا باید بهترین مشاوره تخصصی را پیدا کرد؟
[ترجمه گوگل]اما کجا بهترین مشاوره کشاورزی حرفه ای را پیدا کنید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. After studying agronomy in Paris he took up a career in radio journalism.
[ترجمه ترگمان]پس از تحصیل agronomy در پاریس، حرفه خبرنگاری در رادیو را آغاز کرد
[ترجمه گوگل]پس از مطالعه زراعت در پاریس، او در یک کار حرفه ای در روزنامه نگاری رادیو فعالیت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. As ever, we cover the latest agronomy advice.
[ترجمه ترگمان]مثل همیشه آخرین نصیحت agronomy رو مخفی می‌کنیم
[ترجمه گوگل]تا کنون، ما آخرین توصیه های زراعت را پوشش می دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Now he heads the agronomy department.
[ترجمه ترگمان] حالا اون رئیس بخش \"agronomy\" - ه
[ترجمه گوگل]حالا او اداره زراعت را هدایت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحی ...

مترادف Agronomy

کشاورزی (اسم)
agriculture , agronomy , tillage , husbandry , arboretum
برزشناسی (اسم)
agronomy

معنی Agronomy در دیکشنری تخصصی

Agronomy
[زمین شناسی] کشاورزی علمی آن شاخه از کشاورزی که به کشت علمی محصولات بستگی دارد که مسایلی همچون بازدهی، کنترل امراض ، توسعه انواع بخصوص محصولات و غیره و همچنین حفظ و عمران خاک، حاصلخیزی و غیره را در برمی گیرد
[خاک شناسی] زراعت
[آب و خاک] زراعت

معنی کلمه Agronomy به انگلیسی

agronomy
• branch of agriculture dealing with agricultural production and soil management

Agronomy را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
خاک‌وَرزی
امير
بخشی از دانش کشاورزی که با فراوری محصول و توجه از خاک سر و کار دارد) کشت شناسی،برزشناسي، کشاورزى کشت ورزی،زراعت

grist گندم stirabout غذایي شبیه آش جو، جنب و جوش، حرکت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی agronomy

کلمه : Agronomy
املای فارسی : اگرنمی
اشتباه تایپی : شلقخدخئغ
عکس Agronomy : در گوگل

آیا معنی Agronomy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )