برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1537 100 1
شبکه مترجمین ایران

Aggravation

/ˌæɡrəˈveɪʃən/ /ˌæɡrəˈveɪʃən/

بدتر کردن، وخیم سازی، تشدید، (عامیانه) ناراحتی خشم انگیز، رنجه، اذیت، آزار، مصدع، موجب وخامت یا بدی، تبدیل به بدتر، سخت کردن، سختی، شدت، تهییج، مایه تشدیدجرم

واژه Aggravation در جمله های نمونه

1. in order to prevent an aggravation of the problem
به منظور جلوگیری از وخیم‌تر شدن آن مسئله

2. the dog's barking was a constant aggravation
عوعو سگ مصدع همیشگی بود.

3. I just couldn't take the aggravation.
[ترجمه ترگمان]من فقط نتونستم the رو تحمل کنم
[ترجمه گوگل]من فقط نمی توانستم تشدید را بگیرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I've been getting a lot of aggravation at work recently.
[ترجمه ترگمان]اخیرا یه عالمه کار aggravation انجام دادم
[ترجمه گوگل]اخیرا کارهای زیادی را در کار انجام داده ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The drug may cause an aggravation of the condition.
[ترجمه ترگمان]این دارو ممکن است باعث تشدید وضعیت شود
[ترجمه گوگل]این دارو ممکن است موجب تشدید این بیماری شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I don't need all this aggravation at work.
...

معنی کلمه Aggravation به انگلیسی

aggravation
• making worse, exacerbation; irritation, annoyance
aggravation of damage
• increasing the severity of the damage

Aggravation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سجاد پیشنماززاده
بد شدن رابطه بین افراد
Farhood
I've been getting a lot of aggravation at work recently

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی aggravation

کلمه : aggravation
املای فارسی : اگگروتین
اشتباه تایپی : شللقشرشفهخد
عکس aggravation : در گوگل

آیا معنی Aggravation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )