برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1643 100 1
شبکه مترجمین ایران

Agglutination

/əˌɡluːtɪˈneɪʃn̩/ /əˌɡluːtɪˈneɪʃn̩/

معنی: هم چسبی، عمل چسباندن، التیام زخم
معانی دیگر: به هم چسبیدگی، (پزشکی - ترکیزه شناسی) توده ی به هم چسبیده (گویچه های خون یا میکروب ها یا باکتری ها و غیره)، کلوخه شدگی، طب التیام زخم، ترکیب لغات ساده و اصلی بصورت مرکب

بررسی کلمه Agglutination

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or process of gluing or sticking together, or causing to do so.

(2) تعریف: the state of being glued, or the mass or union so formed.

واژه Agglutination در جمله های نمونه

1. The Pyloriset detects IgG antibodies by agglutination, using Latex particles coated with acid extracted antigen of H pylori.
[ترجمه ترگمان]The، آنتی‌بادی IgG را با agglutination، با استفاده از ذرات Latex پوشانده شده با آنتی‌ژن استخراج‌شده از H pylori، شناسایی می‌کند
[ترجمه گوگل]Pylorset با استفاده از آگلوتینینسیون آنتی بادی IgG را شناسایی می کند، با استفاده از ذرات لاتکس پوشش داده شده با آنتی ژن استخراج شده اسید H pylori
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Use data of high polymer colophony, agglutination at base material underside, have stability and moistureproof effect.
[ترجمه ترگمان]استفاده از داده‌های پلی مر زیاد، agglutination در قسمت زیرین مواد اولیه، دارای پایداری و اثر moistureproof است
[ترجمه گوگل]با استفاده از داده های کلوفون پلیمری بالا، آگلوتیناسیون در قسمت پایه مواد پایه و اثر ضد رطوبت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Con A agglutination test was positive in the three treatments making an identification of cell transformation effect.
[ترجمه ترگمان]یک تست agglutination در سه تیمار مثبت بود که منجر به شناسایی اثر تبدیل سلول شد
[ترجمه گوگل]Con یک تست آگلوتیناسین در سه تست مثبت بود که شناسایی اثر تحریک سلولی بود
[ترجمه شما] ترجمه ص ...

مترادف Agglutination

هم چسبی (اسم)
agglutination
عمل چسباندن (اسم)
agglutination
التیام زخم (اسم)
agglutination

معنی Agglutination در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] هم چسبی مترادفی برای سیمانی شدن رسوبی، خصوصا در رابطه با سنگ های درشت دانه مانند برش یا کنگلو مرا.
[بهداشت] به هم چسبیدگی ـ لختگی

معنی کلمه Agglutination به انگلیسی

agglutination
• process of fastening or attaching; compound word made from other words

Agglutination را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

MEHDI . KHAJEH
agglutination : آگلوتیناسیون
عمل چسباندن
تعریف آگلوتینه شدن به این آدرس مراجعه کنید http://abo.blogsky.com
علی
غلظت
نجمه
لخته

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی agglutination

کلمه : agglutination
املای فارسی : اگگلوتینتین
اشتباه تایپی : شللمعفهدشفهخد
عکس agglutination : در گوگل

آیا معنی Agglutination مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )