برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1640 100 1
شبکه مترجمین ایران

Acoustic

/əˈkuːstɪk/ /əˈkuːstɪk/

معنی: سمعک، سخنگو، صوتی، اوا شنودی، وابسته به شنوایی، مربوط به صدا، مربوط به سامعه
معانی دیگر: وابسته به شناخت خواص صوتی در ساختمان (به ویژه از نظر انعکاس صدا)، پژواک شناختی، وابسته به صدا، اکوستیک، صداگیر، شنودشناختی، صوت شناختی، آوایی

بررسی کلمه Acoustic

صفت ( adjective )
مشتقات: acoustical (adj.), acoustically (adv.)
(1) تعریف: having to do with sound or the science of sound, or with the sensation and organs of hearing.

- They are studying the acoustic properties of speech.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها ویژگی‌های صوتی گفتار را مطالعه می‌کنند
[ترجمه گوگل] آنها خواص صوتی سخنرانی را مطالعه می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- These whales have extraordinary acoustic sensitivity.
[ترجمه محمد حسین حیدریان] پیشگیرانه
|
[ترجمه ترگمان] این وال‌ها حساسیت فوق‌العاده acoustic دارند
[ترجمه گوگل] این نهنگ ها حساسیت صوتی فوق العاده ای دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: intended to modify or improve sound quality, as a building material.

- This room is equipped with acoustic paneling.
...

واژه Acoustic در جمله های نمونه

1. the new hall is an acoustic marvel
سالن جدید از نظر پژواک شناختی عالی است.

2. The hall has a fine acoustic.
[ترجمه ترگمان]راهرو صوتی خوبی دارد
[ترجمه گوگل]سالن دارای آکوستیک خوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Animals use a whole rang of acoustic, visual, and chemical signals in their systems of communication.
[ترجمه ترگمان]حیوانات از یک مجموعه کامل از سیگنال‌های صوتی، دیداری و شیمیایی در سیستم‌های ارتباطی خود استفاده می‌کنند
[ترجمه گوگل]حیوانات از کل پیام های صوتی، تصویری و شیمیایی در سیستم های ارتباطی خود استفاده می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The microphone converts acoustic waves to electrical signals for transmission.
[ترجمه ترگمان]میکروفون امواج صوتی را به سیگنال‌های الکتریکی برای انتقال تبدیل می‌کند
[ترجمه گوگل]میکروفون امواج صوتی را به سیگنال های الکتریکی برای انتقال تبدیل می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The microphone converts acoustic waves to electrical singals for transmission.
...

مترادف Acoustic

سمعک (اسم)
acoustic , earphone
سخنگو (صفت)
able to speak , talking , audio , acoustic , eloquent
صوتی (صفت)
acoustic , vocal , sonic , phonic , tonic , vowel , sonant , vocalic
اوا شنودی (صفت)
acoustic , acoustical
وابسته به شنوایی (صفت)
acoustic , acoustical , auditive
مربوط به صدا (صفت)
acoustic , acoustical , verbal
مربوط به سامعه (صفت)
acoustic , acoustical

معنی عبارات مرتبط با Acoustic به فارسی

خط تاخیر دهنده صوتی
حافظه صوتی

معنی Acoustic در دیکشنری تخصصی

Acoustic
[سینما] شنوائی
[عمران و معماری] صوتی
[برق و الکترونیک] صوتی - آکوستیک در بر دارنده ، تولید کننده نشئت گرفته ، تحریک شده ، مرتبط یا وابسته به صدا این صفت وقتی به کار میرود که بخواهیم ویژگی ها ، ابعاد یا مخصات فیزیکی وابسته به امواج صوتی را بیان کنیم
[ریاضیات] صوتی، مربوط به صدا
[برق و الکترونیک] اتلاف جذب آکوستیکی انرژی تلف شده به صورت گرما یا شکلهای دیگر درموقع عبور یا بازتاب صوت از محیط
[برق و الکترونیک] تقویت کننده آکوستیکی : تقویت کننده آکوستوالکتریکی تقویت کننده ای که قدرت یک موج آکوستیکی سطحی یا حجمی را افزایش میدهد . اساس کار آن انتقال انرژی از طریق برهم کنش میدان های الکتریکی پیشرونده است که توسط امواج آکوستیکی در / یا روی یک نیمرسانای پیز و الکتریکی تولیدمیشوند ، اگر میدان رانشی برای بیشترین تقویت تنظیم شده باشد باربرهای تولید شده در موقع شارش دسته ای سرعت خود را از دست میدهند و انرژی جنبشی اضافی را به موج آکوستیکی منتقل میکنند
[سینما] پوشش صداگیر صحنه
[نفت] شیرفوران گیر صوتی
[آب و خاک] ابر صوتی
[برق و الکترونیک] جبران ساز آکوستیکی وسیله ای که طول مسیرهای آکوستیکی را در تجهیزات صوتی استریوفونیکی یا دو سویه شنو تطبیق میدهد
[برق و الکترونیک] ت ...

معنی کلمه Acoustic به انگلیسی

acoustic
• science of sound; property of transmitting sound
• vocal, sonic; auditory; of sound
• acoustic means relating to sound or hearing.
• the acoustics of a room are the structural features which determine how well you can hear music or speeches in it.
acoustic aid
• device used to help one hear, hearing aid
acoustic ceiling
• ceiling designed for effective transmission of sound
acoustic duct
• (anatomy) external passage of the ear
acoustic guitar
• modern steel-string guitar similar to a classical guitar; sound is not amplified by electrical means
acoustic mine
• mine that reacts to the sound of nearby ships and submarines
acoustic nerves
• auditory nerves, nerves which receive and transmit sound to the brain
acoustic warfare
• military attempts to prevent the enemy from using the underwater acoustic spectrum (range of sound frequencies) while allowing friendly troops to use it

Acoustic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرتضی
صوت شناسی (شاخه ای از علم فیزیک )
🤗ایرانی هستم🤗
صوت شناسی
هدی چامه‌ای
رمزگذاری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی acoustic

کلمه : Acoustic
املای فارسی : اکوستیک
اشتباه تایپی : شزخعسفهز
عکس Acoustic : در گوگل

آیا معنی Acoustic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )