برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1642 100 1
شبکه مترجمین ایران

Accelerate

/ækˈseləˌret/ /əkˈseləreɪt/

معنی: شتاب دادن، سرعت دادن، تسریع کردن، شتاب کردن، شتاباندن، تند کردن، بر سرعت افزودن، تند شدن، تندتر شدن
معانی دیگر: شتابیدن، تندتر رفتن، سریع شدن، سرعت بخشیدن، وقوع چیزی راتسریع کردن، (اتومبیل) گاز دادن، افزایش یافتن، جلو انداختن، بالا رفتن، تشدید کردن، برسرعت چیزی افزودن

بررسی کلمه Accelerate

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: accelerates, accelerating, accelerated
(1) تعریف: to cause (a particular activity or process) to happen faster.
مترادف: hasten, speed
متضاد: decelerate, delay, retard, slow
مشابه: hurry, hustle, increase, precipitate, quicken

- He accelerated his college program and received his degree early.
[ترجمه ترگمان] او برنامه دانشگاهی خود را تسریع کرد و مدرک خود را زود دریافت کرد
[ترجمه گوگل] او برنامه کالجش را تسری می داد و درجه خود را به زودی دریافت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to increase the speed or rate of.
مترادف: quicken, speed up
متضاد: check, decelerate, slow
مشابه: gun, race, rev, skyrocket, speed, spur, urge

- He noisily accelerated his motorcycle as he drove past his friends.
[ترجمه ترگمان] هنگامی که از کنار دوستانش عبور می‌کرد با صدای بلند موتور سیکلت را به صدا درمی آورد
[ترجمه گوگل] او به سرعت با موتورسیکلت خود را پرتاب کرد، چون پیش از دوستانش فرار کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb ) ...

واژه Accelerate در جمله های نمونه

1. Exposure to the sun can accelerate the ageing process.
[ترجمه ترگمان]قرار گرفتن در معرض نور خورشید می‌تواند روند سالمندی را سرعت بخشد
[ترجمه گوگل]قرار گرفتن در معرض آفتاب می تواند روند پیری را تسریع کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Growth will accelerate to 9 per cent next year.
[ترجمه ترگمان]رشد به ۹ درصد در سال آینده افزایش خواهد یافت
[ترجمه گوگل]رشد سال آینده به 9 درصد افزایش خواهد یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He decided to accelerate his output.
[ترجمه ترگمان]او تصمیم گرفت تا خروجی خود را تسریع کند
[ترجمه گوگل]او تصمیم گرفت که خروجی خود را تسریع کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Inflation is likely to accelerate this year, adding further upward pressure on interest rates.
[ترجمه ترگمان]تورم در سال جاری به احتمال زیاد تسریع خواهد شد و فشار بیشتر به سمت بالا در نرخ‌های بهره را افزایش می‌دهد
[ترجمه گوگل]احتمال افزایش تورم در سال جاری، افزایش فشار بر نرخ های بهره را افزوده است
[ترجمه ...

مترادف Accelerate

شتاب دادن (فعل)
accelerate
سرعت دادن (فعل)
accelerate , speed up
تسریع کردن (فعل)
precipitate , accelerate , speed up , advance , catalyze , hotfoot
شتاب کردن (فعل)
accelerate , hie , skelter , hurry , pelt , skelp
شتاباندن (فعل)
precipitate , accelerate , hasten
تند کردن (فعل)
accelerate , sharpen
بر سرعت افزودن (فعل)
accelerate
تند شدن (فعل)
accelerate
تندتر شدن (فعل)
accelerate

معنی Accelerate در دیکشنری تخصصی

[مهندسی گاز] شتاب دادن ، تند شدن
[زمین شناسی] تندتر شدن .شتاباندن، تسریع کردن، تند کردن، شتاب دادن، بر سرعت (چیزی) افزودن، تند شدن،تسریع کردن ، سرعت دادن ،سرعت گرفتن.
[حقوق] حال کردن دین، تسریع
[ریاضیات] تسریع کردن، تند شدن، شتاباندن، شتاب دادن، شتاب گرفتن

معنی کلمه Accelerate به انگلیسی

accelerate
• cause to move or happen faster, hasten; increase the speed of, quicken
• when a rate of change or a process accelerates, things begin to change or happen more and more quickly.
• when a vehicle or an object that is moving accelerates, its speed increases.
accelerate the pace
• go faster, quicken the speed

Accelerate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نیلوفر
شتاب دادن
سرعت بخشیدن
Maral
روح بخشیدن ،نشاط دادن


[intransitive and transitive] if a process accelerates or if something accelerates it, it happens faster than usual or sooner than you expect:
پیمان
افزایش، شتاب دادن
مبینا جمشیدی
شتاب دادن
بر سرعت افزودن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی accelerate

کلمه : accelerate
املای فارسی : اککلرت
اشتباه تایپی : شززثمثقشفث
عکس accelerate : در گوگل

آیا معنی Accelerate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )