برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1647 100 1
شبکه مترجمین ایران

Abrasion

/əˈbreɪʒn̩/ /əˈbreɪʒn̩/

معنی: سایش، خراش، ساییدگی
معانی دیگر: (بیشتر در مورد پوست بدن) خراشیدگی، حک، نخ نماشدگی، زدگی، آزردگی، رنجش، خوردگی پوست یا مخاط، فرسایش، ساب شست، شست و ساب، ریش شدن

بررسی کلمه Abrasion

اسم ( noun )
(1) تعریف: a spot or patch that has been scraped, as on the skin.
مترادف: fret, scrape
مشابه: chafe, corrosion, graze, scratch, scuff, sore

- She received some minor abrasions in the accident, but otherwise her condition is fine.
[ترجمه ترگمان] او خراش‌های اندکی را در تصادف دریافت کرد، اما در غیر این صورت شرایط او خوب است
[ترجمه گوگل] او در حادثه، برخی از ساینده های جزئی را دریافت کرد، اما در غیر این صورت وضعیت او خوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the act or process of rubbing, scraping, or wearing away; friction.
مترادف: attrition, erosion, scrape
مشابه: corrosion, friction, scratch

واژه Abrasion در جمله های نمونه

1. skin abrasion
خراشیدگی پوست

2. Diamonds have extreme resistance to abrasion.
[ترجمه ترگمان]الماس‌ها مقاومت شدیدی به خراش دارند
[ترجمه گوگل]الماس مقاومت شدید به سایش دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. There seems to have been some abrasion of the surface.
[ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسد که خراش سطحی برداشته شده‌است
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد برخی از سایش از سطح بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She had a small abrasion on her knee.
[ترجمه امیر حقیقت گو] او یک خراش کوچک روی زانویش داشت
|
[ترجمه ترگمان]روی زانویش خراش کوچکی دیده بود
[ترجمه گوگل]او کمی زانو زده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Leather is strong, abrasi ...

مترادف Abrasion

سایش (اسم)
erosion , abrasion , friction , attrition , scrubbing , chafing , trituration
خراش (اسم)
abrasion , attrition , scratch , scrape , scuff , graze , rift , chafe , chap , scab , scotch
ساییدگی (اسم)
erosion , abrasion , chafe , detrition , fret , state of being chafed

معنی Abrasion در دیکشنری تخصصی

Abrasion
[خودرو] خراش - سایش
[شیمی] خراش ، (بیشتر در مورد پوست بدن ) خراشیدگی ، ساییدگی ، سایش ، حک ، نخ نماشدگی ، زدگی ، آزردگی ، رنجش ، خوردگی پوست یامخاط، فرسایش ، ساب شست ، شست و ساب ، ریش شدن
[سینما] ساییدگی
[عمران و معماری] سایش - ساییدگی - ساییدن
[مهندسی گاز] سائیدگی ، سایش
[زمین شناسی] سایش ساییده و خراشیده شدن سطح سنگ به وسیله اصطکاک یا ذرات سنگی که توسط آب، باد یا یخ حمل می شود.
[بهداشت] خراشیدگی - خراش
[نساجی] سائیدگی_فرسایش_خراشیدگی_سایش
[ریاضیات] ساییدگی، سایش، خراشیدگی
[خاک شناسی] سایش
[پلیمر] سایش، خراش، زدگی، فرسایش، ریش شدن
[آب و خاک] سایش، سائیدگی، خوردگی
[نفت] حفاری سایشی
[شیمی] درجه سایش پذیری
[نساجی] مرغوبیت
[پلیمر] درجه سایش پذیری
[عمران و معماری] مقاومت به سایش - مقاومت به سایشی - تاب سایشی - مقاومت در برابر سایش
[برق و الکترونیک] مقاومت سایش توانایی مقاومت ماده در برابر سایش مکانیکی مانند سایش ناشی از حرکت اتصال ، جاروبک ، یا بازویی برف پاک کن
[زمین شناسی] مقاو مت به سایش ، مقاومت سایشی ، تاب سایشی
[نساجی] سایش پذیری
[پلیمر] مقاومت سایشی
[آب و خاک] آزمون سایش
[نساجی] سایش ایگومری
[زمین شناسی] فرسایش موج ، سایش دریایی.

معنی کلمه Abrasion به انگلیسی

abrasion
• area that has been rubbed or scraped away; act of rubbing or scraping away
• an abrasion is an area of scraped or damaged skin; a formal word.
abrasion marks
• scratch marks, rubbing marks
abrasion test
• test carried out in a laboratory for evaluating drilling-grade weighting material for possible abrasiveness; test performed to determine the capacity of withstanding the effects of rubbing and abrasion of printing ink
abrasion testing
• testing procedure to determine the ability to withstand the effects of rubbing and scuffing of ink

Abrasion را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

rezayousefpor
سایش
فهیمه
(در پزشکی)خراش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی abrasion

کلمه : Abrasion
املای فارسی : ابریژن
اشتباه تایپی : شذقشسهخد
عکس Abrasion : در گوگل

آیا معنی Abrasion مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )