برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1538 100 1
شبکه مترجمین ایران

APT

/ˈæpt/ /æpt/

معنی: قابل، مستعد، شایسته، اماده، مناسب، زرنگ، متمایل، در خور
معانی دیگر: مخفف: آپارتمان، بجا، به سزا، محتمل، زودآموز، تیزهوش، زودفهم

بررسی کلمه APT

صفت ( adjective )
مشتقات: aptly (adv.), aptness (n.)
(1) تعریف: appropriate; suitable.
مترادف: apposite, appropriate, fitting, meet, suitable, suited
متضاد: inappropriate, inapt
مشابه: applicable, apropos, due, felicitous, germane, pertinent, proper, relevant

- Receiving the award represented an apt conclusion to his illustrious career.
[ترجمه ترگمان] پس از آنکه جایزه را دریافت کرد به این نتیجه رسیده بود که حرفه illustrious را به پایان برساند
[ترجمه گوگل] دریافت این جایزه نشان دهنده یک نتیجه مطلوب برای حرفه ای برجسته آن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- They came up with an apt solution to the problem.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها راه‌حل مناسبی برای مشکل پیدا کردند
[ترجمه گوگل] آنها با یک راه حل مناسب برای این مشکل آمدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: having ability to learn quickly.
مترادف: agile, intelligent, quick, sharp
متضاد: inept, slow
مشابه: acute, clever, ingenious, keen, perspicacious, ready, smart

- She was an apt student and was soon outperforming the others.
...

واژه APT در جمله های نمونه

1. apt to rain
احتمال باریدن

2. an apt remark
اظهار بجا

3. he is apt to say things that offend
احتمال دارد حرف‌هایی بزند که موجب رنجش شود.

4. julie is apt at making toys
جولی در ساختن اسباب بازی مهارت دارد.

5. david was an apt student
دیوید شاگرد تیزهوشی بود.

6. A man apt to promise is apt to forget.
[ترجمه ترگمان]کسی که قول شرف می‌دهد این است که فراموش کند
[ترجمه گوگل]مردی که قول می دهد، فراموش می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. This shoe is apt to slip.
[ترجمه ترگمان]این کفش باید لیز بخوره
[ترجمه گوگل]این کفش مناسب برای لغزش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. We are apt to wish for what we can't have.
[ترجمه ترگمان]ما تمایل داریم چیزی رو که نمی‌تونیم داشته باشیم آرزو کنیم
[ترجمه گوگل]ما معتقدیم که چیزی را که نمی توانیم بپذیریم
[ترجمه شما] ...

مترادف APT

قابل (صفت)
able , capable , good , qualified , apt , thorough-paced
مستعد (صفت)
able , apt , talented , disposed , prepared , fit
شایسته (صفت)
able , good , qualified , apt , fit , worthy , competent , proper , sufficient , suitable , meet , apropos , befitting , intrinsic , seemly , becoming , deserving , meritorious
اماده (صفت)
able , apt , ready , provided , present , stock , handy , beforehand , presentient , fresh , prompt
مناسب (صفت)
appropriate , apt , fit , adequate , proper , suitable , acceptable , convenient , fitting , accommodative , relevant , correspondent , meet , acey-deucy , feat , moderate , adaptable , favorable , propitious , apposite , expedient , reasonable , applicable , applicatory , befitting , opportune , assorted , becoming , condign , idoneous , comformable , consentaneous
زرنگ (صفت)
bright , apt , clever , smart , shrewd , nimble , dexterous , adroit , deft , habile , agile , brisk , spry , vivacious , shifty , pawky , jaunty , dapper , supersubtle
متمایل (صفت)
apt , disposed , amenable , avid , bowed , inclined , prone , liable , fain , predisposed , tendencious , tendentious
در خور (صفت)
appropriate , apt , fit , meet , proportionate , apposite , befitting , tailored , opportune , assorted , becoming , idoneous , congruous

معنی عبارات مرتبط با APT به فارسی

زبان ای پی تی

مخفف APT

عبارت کامل: Automatic Programmed Tool
موضوع: کامپیوتر
APT یک سیستم برنامه نویسی می باشد که در کاربرُدهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شدهٔ اعمال ماشین، استفاده می شود.
زبان APT به استفاده کننده این امکان را می دهد که نقاط، خطوط، دوایر، سطوح و سطوح مخروطی شکل و سطوح هندسی را تعریف کند.

معنی APT در دیکشنری تخصصی

[کامپیوتر] یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده می شود
[برق و الکترونیک] ای پی تی 1. زبان رایانه ای [ابزارهای برنامه ریزی شده خودکار Automatic proammed tools] که در اصل برای برنامه ریزی ماشینهای با کنترل عددی [سی ان سی] ارائه شده است.ساختار آن راحت و دارای دستورالعملهای عملی نظیر خط(line)،کره(sphere)، و تنژانت (Tangent)است. 2.automatic picture transmission
[برق و الکترونیک] ماهواره ی ای پی تی ماهواره ی مدارگردی نزدیک به زمین [LEO] با توانایی تصویربرداری خودکار.

معنی کلمه APT به انگلیسی

apt
• suitable, appropriate; able to learn quickly, intelligent
• apt means suitable.
• if someone is apt to behave in a particular way, they often behave in that way.
apt to
• inclined to, prone to; likely to

APT را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سعید ترابی
1. مناسب
2. مستعد، محتمل
3. talented
حمید
آپارتمان
در آدرس دهی به عنوان مخفف استفاده میشود
مثلا
Apt. 23
bfgb
(Advanced Persistent Threat) تهدیدات مستمر پیشرفته
نسیم
Arbitrage pricing theory نظریه ی قیمت گذاری سهام شرکتی که در شرف ادغام است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی apt

کلمه : apt
املای فارسی : آپت
اشتباه تایپی : شحف
عکس apt : در گوگل

آیا معنی APT مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )