برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1406 100 1

ACE

/ˈeɪs/ /eɪs/

معنی: ذره، اس، نقطه، ذره کوچک، رتبهء اول، ستاره یا قهرمان تیمهای بازی، تک خال، خیلی عالی، تک خال زدن
معانی دیگر: آس، خبره، کارشناس، کاملا شکست دادن، بردن از (معمولا با out)، (عامیانه) نمره ی الف گرفتن، (در بازی های با توپ و راکت) یک امتیاز (که اگر حریف توپ را نزند نصیب سرو زننده می شود)، سرو برنده، (بازی گلف) راندن توپ به درون سوراخ با یک ضربه، خلبانی که حداقل پنج هواپیمای دشمن را سرنگون کرده باشد، درشرف، ذره ای مانده به، خ‹لبانی که حداقل 5 هواپیمای دشمن راسرنگون کرده باشد، پیشوندی ازکلمه aceticبمعنی دارای جوهر سرکه

بررسی کلمه ACE

اسم ( noun )
عبارات: ace in the hole
(1) تعریف: a playing card or die face that bears only one spot.
مشابه: trump

- My ace beats your queen.
[ترجمه ترگمان] ایس من، ملکه تو رو شکست میده
[ترجمه گوگل] تیس من به ملکه شما ضربه می زند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a person who is highly skilled in a particular field; expert.
مترادف: expert, maestro, master, master hand, maven, pro, professional, standout, star, virtuoso, whiz
متضاد: amateur
مشابه: authority, black belt, champion, connoisseur, genius, mastermind, number one, old hand, past master, prodigy, shark, talent, veteran, wizard

- She's an ace at tennis.
[ترجمه ترگمان] اون یه آس تو تنیس هست
[ترجمه گوگل] او یک تس در تنیس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: in tennis, a winning serve that is out of the opponent's reach.
مشابه: winner

- He served another ace to win the game.
[ترجمه ترگمان] ا ...

واژه ACE در جمله های نمونه

1. ace takes the king
خال آس از شاه می‌برد.

2. an ace in the hole
آس رو نشده (در روی میز)

3. an ace salesman
فروشنده‌ی ماهر

4. the ace of hearts
آس دل

5. he played his ace
او آس خود را بازی کرد.

6. to have an ace up one's sleeve
برگ برنده داشتن،حیله در آستین داشتن

7. she came within an ace of being hit by a car
نزدیک بود ماشین به او بزند.

8. she drew her opponent's ace
اوتک‌خال حریفش را کشید.

9. to be (or come) within an ace of
بسیار نزدیک بودن به

10. she discarded a jack and picked up an ace
او سرباز را انداخت و آس را برداشت.

11. he flipped through the cards trying to find an ace
او تند به ورق‌ها نگاه می‌کرد و می‌کوشید یک تکخال پیدا کند.

12. She is an ace dancer.
[ترجمه ترگمان] اون یه ace
[ترجمه گوگل]او رقصنده ایس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف ACE

ذره (اسم)
ace , particle , bit , whit , speck , grain , jot , quantum , atomy , minim , nip , iota , shred , mammock , fraction , dust , stiver , corpuscle , flyspeck , vestige , frustum , groat , little bit , little part , scruple , tittle
اس (اسم)
ace
نقطه (اسم)
stop , ace , speck , point , spot , dot , part , jot , period , mark , prick , mote , minim , iota , plot , fleck , full stop , splotch , punctation , speckle , tittle
ذره کوچک (اسم)
ace , glob
رتبهء اول (اسم)
ace
ستاره یا قهرمان تیمهای بازی (اسم)
ace
تک خال (صفت)
ace
خیلی عالی (صفت)
ace , pluperfect , first-class
تک خال زدن (فعل)
ace

معنی عبارات مرتبط با ACE به فارسی

(نام بازرگانی) نوار کش دار (که برای درمان کوفتگی و ضرب دیدگی دور زانو و مچ و غیره می پیچند)
(امریکا - عامیانه) محترم، مکرم
(نوعی بازی پوکر) ورق آس که رو نشده باشد، امتیاز نهفته
دوکور، دوخال، بدنقشى، بدبختى، چیزبى بها
دوبایک، بدنقشی

مخفف ACE

عبارت کامل: Angiotensin Converting Enzyme
موضوع: پزشکی
انزیم تنظیم کننده ی انژیوتنسین

معنی ACE در دیکشنری تخصصی

ace
[ریاضیات] تک خال، آس
[کوه نوردی] میخ برگی
[ریاضیات] رویه ی پوششی

معنی کلمه ACE به انگلیسی

ace
• expert; champion; playing card with the a on it (cards); unreturned serve (tennis)
• hit a ball that is not returned (tennis); be a champion; receive a high score
• an ace is a playing card with a single symbol on it.
• an ace is also a fact or action that someone suddenly uses to their advantage, for example in an argument.
• ace is also used to describe someone who is extremely good at something; an informal use. adjective here but can also be used as a count noun with a supporting word or phrase. e.g. he plays a teacher who turns into a dance ace overnight.
• if you are within an ace of something, you very nearly do it or experience it.
• in tennis, an ace is a serve that is so fast that the player receiving the serve cannot reach the ball.
ace in the hole
• trump card; something that can be saved and used as an advantage later
ace inhibitor
• group of drugs which lower blood pressure by inhibiting the angiotensin converting enzyme (medicine)
ace of aces
• best of the best
ace of aces™
• computer game flight simulator

ACE را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
والیبال) آس در والیبال به "امتیازی" گفته میشود که توسط سرویس زن بدست می‌آید!
یعنی موقعی که سرویس زن توپ را سرویس میزند آن توپ بدون اینکه به دست بازیکنان حریف برخورد کند وارد زمین آنها شود یا اینکه بازیکنان حریف نتوانند آن توپ سرویس را جمع کنند و آن توپ تبدیل به امتیاز شود!
😊
پاس شدن ، قبول شدن ،برنده شدن
فرشاد
عملکرد عالی داشتن ، ترکوندن
Ali
در بازی تنیس سرویسی است که مستقیما به امتیاز تبدیل شود.
ایمان
(عامیانه آمریکایی)
گرفتن نمره A در آزمون
I aced that exam
🐾 مهدی صباغ
بهترین کار ممکن را در امتحان، شغل و .... انجام دادن (Informal)

ماهر، چیره دست، خبره، کاربلد، استادکار
Fatemeh.mien
نام آنزیمیست که یک نوع آنژیوتانسین(نوعی پروتئین گلوبین که ازکبدترشح می شود.)یه نوع دیگرآن تبدیل میکند.
مهدی عباس پور
کاری را بدون اشتباه و به نحو احسن انجام دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی ace
کلمه : ace
املای فارسی : آچه
اشتباه تایپی : شزث
عکس ace : در گوگل

آیا معنی ACE مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )