برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1684 100 1
شبکه مترجمین ایران

AB

/ˈæb/ /ˈæb/

پیشوند: بر کنار از، دور، دور از، از [abdicate]، مخفف:، ایالت آلبرتا (در کانادا)، (بیس بال) تعداد ضربه، پیشوند لاتین بمعنی gt;دوراز lt; و gt;از lt; و gt;جدایی lt; و gt;غیر lt; مانند abuse و abaxial

بررسی کلمه AB

اختصار ( abbreviation )
• : تعریف: abbreviation of "artium baccalaureus" (Latin); Bachelor of Arts.
پیشوند ( prefix )
• : تعریف: from; away; off.

- abort
[ترجمه ترگمان] لغو کردن
[ترجمه گوگل] قطع شدن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- abominable
[ترجمه ترگمان] زشت است!
[ترجمه گوگل] منحرف
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
• : تعریف: one of the four human blood groups. (See ABO system.)
اختصار ( abbreviation )
• : تعریف: abbreviation of "Assembly Bill," in the U.S., a proposed law in consideration by a state assembly.

واژه AB در جمله های نمونه

1. ab initio their plan was doomed to fail
از همان آغاز نقشه‌ی آنها محکوم به شکست بود.

2. The line AB intersects the line CD at E.
[ترجمه ترگمان]خط AB، سی‌دی خط را در E قطع می‌کند
[ترجمه گوگل]خط AB خط سی دی در E
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The lines AB and CD intersect at E.
[ترجمه ترگمان]خطوط AB و CD در E را قطع می‌کنند
[ترجمه گوگل]خطوط AB و CD در E
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Let line AB be equal to line CD.
[ترجمه ترگمان]بگذارید AB با سی‌دی خط برابر باشد
[ترجمه گوگل]اجازه دهید خط AB برابر با خط سی دی باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. AB and CD intersect at P.
[ترجمه ترگمان]AB و CD در پی
[ترجمه گوگل]AB و CD در P تقسیم شده در P
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی عبارات مرتبط با AB به فارسی

(لاتین) از آغاز، از ابتدا، از اول
(لاتین) از درون
(لاتین) از تخم، از آغاز، از ابتدا

معنی AB در دیکشنری تخصصی

[خاک شناسی] افق ابی
[حقوق] از ابتدا، از آغاز، ابتدا به ساکن
[ریاضیات] از ابتدا، از آغاز
[سینما] حلقه بندی AB
[کامپیوتر] جعبه سوئیچ A/B .
[برق و الکترونیک] آزمون ای بی روشی برای مقایسه دو سیستم صوتی به وسیله کلید زنی ورودی ها به گونه که با جابه جایی پیاپی و سریع از یک سیستم به سیستم دیگر صدای ضبط شده مشابهی شنیده شود
[بهداشت] سقط - سقط جنین - افکانه

معنی کلمه AB به انگلیسی

ab
• military station for the air force, one of the centers for air force training and operations
• eleventh month of the hebrew calendar
ab initio
• from the beginning (latin)
ab intestato
• (latin) from an intestate (civil law of louisiana, usa)
ab invito
• against his will
ab irato
• in anger
ab ovo
• at first, from the start, before everything
ninth of ab
• fast day commemorating the destruction of the ancient jewish temple which took place on the 9th day of the month of ab (according to the jewish calendar)

AB را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بتول زرگوش نسب
پایگاه هوایی
سعید حسینی
پیشوندی است به معنی از، دور از

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی ab

کلمه : ab
املای فارسی : آب
اشتباه تایپی : شذ
عکس ab : در گوگل

آیا معنی AB مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )