برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
force - to - be - reckoned - with

A force to be reckoned with

به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
اصطلاح) قدرتی که میشود روی آن حساب کرد! شخص، شخصیت، سازمان یا هرچیز دیگری که صاحب قدرت و نفوذ است!
قدرتی که نباید نادیده اش گرفت!
مثال:
They say the young boxer is a force to be reckoned with, so I'm betting he'll win the match tonight
آنها میگویند که بوکسور جوان، قدرتی است که میشود روی آن حساب باز کرد، پس منم شرط می بندم که او مسابقه امشب را میبرد! /برنده خواهد شد!

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی A force to be reckoned with مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )