🔸 معادل فارسی:
( در معنای کامل اصطلاح ) هیچ چیز نداشتن، در نهایت فلاکت بودن
مثال؛
When I first moved to the city, I was so broke I didn't have a pot to piss in or a window to throw it out of.
... [مشاهده متن کامل]
وقتی اولین بار به شهر آمدم، آنقدر بی پول بودم که هیچ چیز نداشتم و در نهایت فلاکت زندگی می کردم.
( در معنای کامل اصطلاح ) هیچ چیز نداشتن، در نهایت فلاکت بودن
مثال؛
... [مشاهده متن کامل]
وقتی اولین بار به شهر آمدم، آنقدر بی پول بودم که هیچ چیز نداشتم و در نهایت فلاکت زندگی می کردم.