اصطلاح “a sticky situation” در انگلیسی استرالیایی و انگلیسی استاندارد به معنای یک موقعیت مشکل ساز، دشوار یا بغرنج است که پیدا کردن راه حل آن سخت است.
مثال ها:
“I’m in a sticky situation—I promised to help both of my friends move on the same day. ”
... [مشاهده متن کامل]
→ �تو یه وضعیت سخت گیر کردم—به هر دو دوستم قول دادم که تو یک روز بهشون کمک کنم. �
“Negotiating that contract was a sticky situation, but we managed. ”
→ �مذاکره روی اون قرارداد یه موقعیت دشوار بود، اما موفق شدیم. �
نکته: این اصطلاح غیررسمی و محاوره ای است و در مکالمات روزمره بسیار رایج است.
مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
→ �تو یه وضعیت سخت گیر کردم—به هر دو دوستم قول دادم که تو یک روز بهشون کمک کنم. �
→ �مذاکره روی اون قرارداد یه موقعیت دشوار بود، اما موفق شدیم. �
نکته: این اصطلاح غیررسمی و محاوره ای است و در مکالمات روزمره بسیار رایج است.