a soft touch

پیشنهاد کاربران

۱. آدمِ هالو / زودباور ( اسم - اصطلاح ) ( ترجمه رایج در زبان فارسی )
He is known to be a soft touch for any beggar on the street.
۲. کیسه ی پول / کسی که به راحتی پول خرج می کند یا قرض می دهد ( اسم - اصطلاح )
...
[مشاهده متن کامل]

Everyone in the family knows that Uncle Bill is a soft touch.
۳. آدمِ دل رحم و مهربان ( اسم - اصطلاح )
She is a soft touch when it comes to stray animals.
۴. برخوردِ ملایم / سیاستِ نرم ( اسم )
The new manager uses a soft touch rather than strict rules to lead the team.
۵. آدمِ دهن بین یا کسی که زود خام می شود ( اسم - اصطلاح )
The con artist realized that the old man was a soft touch.
۶. لمسِ ملایم ( اسم - معنای لغوی )
The baby fell asleep after the mother's soft touch on his forehead.
۷. ظرافت در عمل / پنجه ی نرم [در هنر یا ورزش] ( اسم )
The pianist is famous for his soft touch and expressive playing.
توضیح:
این اصطلاح در اکثر مواقع بار معنایی کنایه ای دارد و برای توصیف فردی به کار می رود که به دلیل مهربانی بیش از حد، سادگی یا ضعف شخصیت، به راحتی می توان او را متقاعد کرد تا پولی پرداخت کند، کمکی انجام دهد یا امتیازی بدهد. در واقع، "A soft touch" کسی است که "نه" گفتن برایش سخت است و دیگران ( به ویژه افراد سودجو ) به سادگی می توانند او را تحت تأثیر قرار داده و از او سوءاستفاده کنند. در محیط های مدیریتی نیز به معنای اتخاذ یک رویکرد غیرمستقیم و منعطف برای حل مسائل است.
کلمات و اصطلاحات مرتبط:
Pushover / Easy mark / Sucker / Easy meat / Gullible person / Simpleton / Easy touch / Good - natured / Doormat / Malleable / Pliant / Sympathetic ear

she always asks dad for help with cash because he is a soft touch
اون همیشه از پدر درخواست کمک در زمینه پول میکنه چون اون ( پدر ) ادم دلرحمیه و زود پول میده.
ساده لوح، بیشتر در مورد آدمی استفاده میشه که زود پول قرض میده
آدم ساده لوح