a rule of thumb

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• یک قاعده کلی / یک راهنمای سرانگشتی
• یک اصل عملی ( بر اساس تجربه )
• یک تخمین یا روش ساده و غیردقیق
🔸 مثال ها:
• "As a rule of thumb, you should save at least 20% of your income for emergencies. "
...
[مشاهده متن کامل]

به عنوان یک قاعده کلی، باید حداقل ۲۰ درصد از درآمد خود را برای شرایط اضطراری پس انداز کنید.
• "A good rule of thumb is to drink eight glasses of water a day. "
یک اصل عملی خوب، نوشیدن هشت لیوان آب در روز است.
• "The rule of thumb in real estate is that property prices double every ten years. "
حساب سرانگشتی در املاک این است که قیمت ملک هر ده سال دو برابر می شود.

از روی تجربه گفتن
حساب سرانگشتی
راه روش تجربی ( در برابر آکادمیک )