a fly in the ointment


پرواز در پماد

جمله های نمونه

1. There had to be a snag, of course, a fly in the ointment.
[ترجمه سارااصغری] البته ک یک مانع و گیر وجود داشت، مایه گرفتاری
|
[ترجمه گوگل]باید یک گیر، البته، یک مگس در مرهم وجود داشته باشد
[ترجمه ترگمان]، البته یه مانع وجود داشت البته یه مگس توی پماد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. You might sigh: "It's a fly in the ointment ah!"
[ترجمه سارااصغری] ممکنه آه بکشی، اون خرمگس معرکه ست
|
[ترجمه گوگل]ممکن است آه بکشید: "این مگس در مرهم آه!"
[ترجمه ترگمان]ممکن است آه بکشی: یک مگس در روغن است آه! \" \" \"
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He finds the place wonderful but there is a fly in the ointment: it is too far from the town.
[ترجمه سارااصغری] اون یه مکان فوق العاده پیدا میکنه، اما فقط یه چیزه مایه کرفتاری وجود داره ک خیلی از شهر دوره
|
[ترجمه farzad mirshekari] اون یه مکان فوق العاده پیدا میکنه، اما تنها مشکلش اینه ک خیلی از شهر دوره
|
[ترجمه گوگل]او این مکان را فوق العاده می یابد، اما یک مگس در مرهم است: خیلی دور از شهر است
[ترجمه ترگمان]مکان را شگفت انگیز می بیند اما در the مگس وجود دارد: خیلی دور از شهر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I like that house. But there's a fly in the ointment: I have to commute so far to work.
[ترجمه گوگل]من آن خانه را دوست دارم اما یک مگس در پماد وجود دارد: من باید تا آنجا رفت و آمد کنم تا سر کار
[ترجمه ترگمان] از اون خونه خوشم میاد اما یک مگس روی پماد است: من باید خیلی دور و برم سفر کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I like the house, but there's a fly in the ointment: I have to commute so far to work.
[ترجمه گوگل]من خانه را دوست دارم، اما یک مگس در مرهمی است: باید آنقدر رفت و آمد کنم تا سر کار بروم
[ترجمه ترگمان]از خانه خوشم می آید، اما یک مگس روی پماد است: من باید خیلی دور و برم سفر کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Another hotel seems to be a fly in the ointment, blocking part of the beautiful ocean view.
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد یک هتل دیگر مگس است و بخشی از منظره زیبای اقیانوس را مسدود می کند
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسد که یک هتل دیگر در the پرواز می کند و قسمتی از نمای زیبای اقیانوس را مسدود می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. It didn't take long before we discovered a fly in the ointment, however.
[ترجمه گوگل]با این حال، طولی نکشید که ما یک مگس را در پماد کشف کردیم
[ترجمه ترگمان]به هر حال خیلی طول نکشید که ما یک مگس روی پماد پیدا کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. We were having a picnic, when suddenly there came a downpour, which was rather a fly in the ointment.
[ترجمه گوگل]داشتیم پیک نیک می‌رفتیم که ناگهان بارانی آمد که بیشتر مگس بود
[ترجمه ترگمان]یک گردش دسته جمعی داشتیم، که ناگهان رگباری گرفت که کمی هم پر از پماد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Mobile phones are quite popular nowadays, but they ring at any time in the public areas. It is a fly in the ointment.
[ترجمه گوگل]امروزه تلفن های همراه بسیار محبوب هستند، اما در مکان های عمومی در هر زمانی زنگ می زنند این مگس در مرهم است
[ترجمه ترگمان]تلفن های همراه امروزه بسیار محبوب هستند، اما در هر زمانی در مناطق عمومی زنگ می زنند آن یک مگس در the است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Variety is the world, the existence of any national culture have their characteristics, although a fly in the ointment, but certainly better than defects.
[ترجمه گوگل]تنوع جهان است، وجود هر فرهنگ ملی ویژگی های خود را دارد، اگرچه مگس در مرهمی است، اما قطعا بهتر از نقص است
[ترجمه ترگمان]تنوع در جهان وجود دارد، وجود هر فرهنگی ملی، خصوصیات خود را دارد، هر چند که یک مگس در پماد مرطوب است، اما قطعا بهتر از هر گونه نقص است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Although they look beautiful, but the intentions of view, always feel a fly in the ointment.
[ترجمه گوگل]اگر چه آنها زیبا به نظر می رسند، اما نیت از نظر، همیشه احساس مگس در مرهم
[ترجمه ترگمان]اگر چه آن ها زیبا به نظر می رسند، اما مقاصد نما، همیشه یک مگس در the احساس می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• (slang) detracting element; inconvenience that take away from the usefulness of something; drawback

پیشنهاد کاربران

عیب کار
چوب لایِ چرخ، موی دماغ
خرمگس معرکه و مایه گرفتاری
تنها مشکل اینکه. . .
تنها مشکلش اینکه. . .
تنها عیبش اینکه. . .
یه مورد/مشکل/نقص/ایراد کوچیک یا یه فردی که اذیت کنه یا کار رو خراب میکنه و ظاهرا اول کار معلوم نیست و وقتی کارها همه تموم شدن تازه به چشم میاد و کل کار رو خراب می کنه.
a minor, irritating problem
...
[مشاهده متن کامل]

a drawback
یه جای کار می لنگه!
یه ایرادی هست!
There is only one fly in the ointment of this theory.

خر مگس معرکه
موی دماغ کسی شدن. مزاحم
نکته منفی چیزی ( اصطلاح )
( اصطلاح ) : یک فرد یا چیزی که باعث بد شدن یک وضعیت می شود، وضعیتی که می توانست بسیار مطلوب باشد.
https://dictionary. cambridge. org/dictionary/english/fly - in - the - ointment
موی دماغ شدن

بپرس