🔸 نکته:
• در متون تاریخی، این عبارت با سنت رزمندگان و شکارچیان مرتبط است که برای هر موفقیت ( مانند سرنگونی یک پرنده شکاری ) ، یک پر بر کلاه خود می افزودند.
• هم معنی های آن عبارتند از:
• "An accomplishment" ( دستاورد )
... [مشاهده متن کامل]
• "A badge of honor" ( نشان افتخار )
• "An asset" ( یک برگ برنده )
• در متون تاریخی، این عبارت با سنت رزمندگان و شکارچیان مرتبط است که برای هر موفقیت ( مانند سرنگونی یک پرنده شکاری ) ، یک پر بر کلاه خود می افزودند.
• هم معنی های آن عبارتند از:
• "An accomplishment" ( دستاورد )
... [مشاهده متن کامل]
• "A badge of honor" ( نشان افتخار )
• "An asset" ( یک برگ برنده )
🔸 معادل فارسی:
• مایه افتخار / باعث مباهات
• دستاورد قابل توجهی که بتوان به آن بالید
• موفقیتی که به حرفه یا اعتبار کسی اضافه می شود
ریشه این عبارت به سنت های نظامی و شکار در گذشته بازمی گردد که شکارچیان یا سربازان برای نشان دادن موفقیت های خود، پر پرنده ای را روی کلاه خود می گذاشتند. بار معنایی آن بسیار مثبت است و نشان دهنده غرور، موفقیت، و افزایش اعتبار فرد است.
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• "Winning the award was a feather in his cap. "
برنده شدن آن جایزه، مایه افتخار او بود.
• "Working on that project will be a feather in her cap when she applies for promotions. "
کار روی آن پروژه، هنگام درخواست ترفیع، مایه مباهات او خواهد بود.
• "His successful negotiation with the foreign company was a feather in his cap. "
مذاکره موفق او با شرکت خارجی، باعث افتخارش بود.
• مایه افتخار / باعث مباهات
• دستاورد قابل توجهی که بتوان به آن بالید
• موفقیتی که به حرفه یا اعتبار کسی اضافه می شود
ریشه این عبارت به سنت های نظامی و شکار در گذشته بازمی گردد که شکارچیان یا سربازان برای نشان دادن موفقیت های خود، پر پرنده ای را روی کلاه خود می گذاشتند. بار معنایی آن بسیار مثبت است و نشان دهنده غرور، موفقیت، و افزایش اعتبار فرد است.
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
برنده شدن آن جایزه، مایه افتخار او بود.
کار روی آن پروژه، هنگام درخواست ترفیع، مایه مباهات او خواهد بود.
مذاکره موفق او با شرکت خارجی، باعث افتخارش بود.
گلی به جمالت
دستخوش
دستاورد ارزشمند
افتخار بزرگ
دستخوش
دستاورد ارزشمند
افتخار بزرگ
عمل یا دستاورد افتخارآمیز