a big deal

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
• Getting into that university is a huge big deal in our family.
وارد شدن به آن دانشگاه در خانواده ما اتفاق خیلی بزرگی است.
• I forgot to bring the dessert, but it's no big deal.
...
[مشاهده متن کامل]

دسر رو یادم رفت بیارم، ولی چیز مهمی نیست.
• Why are you making such a big deal out of a small mistake?
چرا از یه اشتباه کوچیک اینقدر غوغا می کنی؟
• He acts like he's a big deal just because he got promoted.
او طوری رفتار می کنه که انگار فقط به خاطر ترفیع گرفتن، آدم مهمی است.

مسئلۀ خطیر
معتنابه، چشمگیر، قابل ملاحظه
( موضوع ، ماده . . ) مهم و حیاتی