زخرفیزخرهزخروطزخریزخریطزخریهزخزاخزخزبزخزخهزخفزخلوطزخمزخم افکندنزخم امدنزخم انداختنزخم بر زخمزخم بر گرفتنزخم برداشتنزخم بریانزخم بستنزخم تیززخم جایزخم چشمزخم خرمازخم خوردزخم خوردنزخم خوردهزخم دارزخم دامن دارزخم رسیدنزخم رسیدهزخم زبانزخم زبان زدنزخم زبان شنیدنزخم زدنزخم شدنزخم فربهزخم فروخوردنزخم گرانزخم گران زدنزخم گرفتنزخم گهزخم مژگانزخم ناخنزخم نظرزخم و زیلزخم کاریزخم کردنزخم کشزخم کشیدن