واژگان خجران خنبوران
مضارع اخباری(ساده) با ماضی استمراری رو با هم اشتباه میگیرم و قاطیشون میکنم ،روش تشخیصش چجوریه؟ که بتونم سریع از هم تفکیک کنم و تشخیصش بدم؟ مثلا،فعل(می سراید) الان من نمیدونم این فعل ماضی استمراری یا مضارع اخباری،مبهمِ برام؟!
دربیت زیر چه آرایه هایی دیده می شود ؟ جهان سست است وبی بنیاد ازاین فرهاد کش فریاد که کرد افسون ونیرنگش ملول ازجان شیرینم
"کهنه داسی است" در این بیت یعنی چی؟ تشنهی خون زمین است فلک، واین مه نو کهنه داسی است که بس کشته درود ای ساقی
تنها نشسته ای ؟ تو که آمدی تنها شدم
منظور شاعراز "چرخ کبود" و " شبیخون بلا" در این ابیات چیه ؟ برسان باده که غم روی نمود ای ساقی این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی حالیا عکس دل ما است در آیینهی جام تا چه رنگ آورد این چرخ کبود ای ساقی
منظور شاملو از رنگ آبی در این شعر چی بوده ؟ آی عشق رنگ آبی ات پیداست
معنی این شعر و نظر خودتونو بگید پرنده مردنی است پرواز را به خاطر بسپار
"تفنگ دسته نقره " در این شعر نماد چیه ؟ تفنگ دسته نقره م رو فروختم برا یاروم قبای ترمه دوختم
منظور مولانا از " مایه سودا" در این بیت ها چیه ؟ ای در دل من میل و تمنا همه تو واندر سر من مایه سودا همه تو هرچند بروی کار در مینگرم امروز همه توئی و فردا همه تو