شنو پندی ز من ای یار خوش کیش به خون دل برآید کار درویش یقین میدان مجیب و مستجاب است دعای سوختهی درویش دل ریش چو آن سلطان بیچون را بدیدی غنی گشتی رهیدی از کم و بیش چو اسماعیل قربان شو درین عشق ولی را بنده شو گر نیستی میش
این شعر از کیست؟ خشكيد و كوير لوت شد دريامان امروز بد و بدتر از آن فردامان زين تيره دل ديو سفت مشتی شمر چون آخرت يزيد شد دنيامان
شعر از شاعران بزرگ در مورد خورشید
زلیخا گفتن و یوسف شنیدن
چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش
فرق است از آب خضر که ظلمات جای اوست با آب ما که منبعش الله اکبر است
شرح دل بینهایت است چون شرح دل خوانده باشد از رمزی بسیار فهم کند و آنکس که هنوز مبتدی است از آن لفظ همان معنی آن لفظ فهم کند ، او را چه خبری و های های باشد سخن بقدر مستمع میآید، چندان که میکشد و مُتغذّی میشود حکمت فرو میآید چون او نکشد حکمت نیز برون نیاید و روی ننماید. متن از فیه ما فیه به تصحیح مرحوم حسین حیدرخانی
درود میخواستم راجع به صنعت استخدام و یا ایهام استخدام بدونم، اگه توضیح بدید ممنون میشم
زندگی کردن من مردن تدریجی بود آنچه جان کند، تنم عمر حسابش کردم
بادرود.25 اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی پدر زبان پارسی و پاسداشت زبان فارسی است... لذا از عزیزان،ادیبان،استادان.مورخین،فارسی دوستان،پژوهشگران،همه و همه دوستانی که دستی برقلم دارند:؛ لطفا اگردوست داری ...