پرسش خود را بپرسید

معنی اصطلاح i worn out

تاریخ
٤ ماه پیش
بازدید
٣٩٦

سلام وقت خوش 

معنی این اصطلاح چی میشه ؟

i worn out

١,٠٩٨
طلایی
٠
نقره‌ای
٠
برنزی
٨٢

١١ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

نخست اینکه I worn out نه i.
دوم، به چم " رُس من کشیده شده" "از کت و کول افتادم" "دیگه بریدم"
معمولا معنای شکست و شکست‌خوردگی می‌دهد.

٧٢
طلایی
٠
نقره‌ای
٢
برنزی
١
تاریخ
٤ ماه پیش

خستگی زیاد. دیگه نا ندارم، از پا افتادم

٢,٠٣٥
طلایی
١
نقره‌ای
٧
برنزی
١٢
تاریخ
٣ هفته پیش

اصطلاح "I'm worn out" به معنی "خیلی خسته‌ام" یا "به اندازه‌ای خسته هستم که ادامه دادن به کار یا فعالیت دشوار است" است. این عبارت به وضعیت فیزیکی یا روحی شخص اشاره دارد که به دلیل کار زیاد، فشار ذهنی یا دلایل دیگر خستگی بسیاری را تجربه کرده است.

٤,٥٦٦
طلایی
٢
نقره‌ای
٥٤
برنزی
١٧
تاریخ
٤ ماه پیش

یعنی خستم و به فنا  رفتم،خیلی معادل دیگم داره تو انگلیسی خیابونی

١٢٦
طلایی
٠
نقره‌ای
٠
برنزی
٤
تاریخ
٤ ماه پیش

I'm worn out  ، به معنی: زِهوارَم در رفته، خیلی خسته ام، دیگه نا ندارم.

اما اگه یه وسیله مثلا یه کفشی چیزی worn out شده باشه، به این معنیه که خیلی دیگه کُهنه شده در اثر  استفاده ی زیاد، زِهوارِ ش دررفته.

١٩٤
طلایی
٠
نقره‌ای
٢
برنزی
٥
تاریخ
٤ ماه پیش

من بسیار خسته ام 

٧٨,١٣٥
طلایی
٥٧
نقره‌ای
١٦١
برنزی
٢٠١
تاریخ
٤ ماه پیش

وقتی خیلی خسته هستی این جمله رو بکار میبری 

٣٢
طلایی
٠
نقره‌ای
٠
برنزی
١
تاریخ
٤ ماه پیش

worn out: extremely tired

I'm worn out  یعنی خیلی خستم،  له لهم، خسته و کوفتم

٤,٦٤٥
طلایی
١
نقره‌ای
٢٩
برنزی
٢٣
تاریخ
٤ ماه پیش

داغونم دیگه، نابودم دیگه، جون ندارم، پوکیدم!

٢٠,٣٠٦
طلایی
٧
نقره‌ای
٤٣٨
برنزی
١٨٩
تاریخ
٤ ماه پیش

سلام

یعنی همه چیز درست می شه

تاریخ
٤ ماه پیش

خسته و کوفته، آش و لاش

Synonyms

Extremely tired

dog-tired

exhausted

fagged

 fatigued

 played out,

spent

 washed-out

worn out tired

burned out

wiped out

shattered 

٢٤,٩٠٨
طلایی
٦
نقره‌ای
١١٨
برنزی
٩١
تاریخ
٤ ماه پیش

پاسخ شما