معادل کنایه bring a knife to a gunfight
٣ سال پیش
٤٤٨
معادل کنایه
bring a knife to a gunfight
در فارسی چه می شود؟
توضیح انگلیسی در دیکشنری:
To enter into a confrontation or other challenging situation without being adequately equipped or prepared.
دنبال یه معادل مناسب هستم.
١,٧٧٠
٠
١٦
٢٧
٣ پاسخ
مرتب سازی بر اساس:
لقمه ی بزرگتر از دهان خود برداشتن
وارد کار/انجام کاری شدن که توانایی،امکانات،شرایط و منابع لازم برای انجامش وجود ندارد.
٢٦٢,٢٤٨
٩١
١,١٩٠
١,١٩١
٣ سال پیش
با مشت به جنگ سر نیزه رفتن
١,٠٢٢
٠
٤
١٠
١ سال پیش
شاید اینا باشن:
با نردبان به آسمان نمیشه رفت.
یا
شکار شغال میروی اسلحه ی شیر با خودت ببر.
یا
سبوی خالی را به سبوی پر مزن.
٦,٩٥٦
٤
٨٦
٢٨
٣ سال پیش
١